رمشک
آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم
 

نا امید از رحمت خدا

ﺯﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍﻭﺩ ( ﻉ ) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ؟ ! ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺎﺩﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ ! ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ 3ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺑﻌﺪﺍﺯ ﻣﺪﺗﻬﺎ طناب ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﯿﺒﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍي ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ طناب ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺭﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ... ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﺯﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ، درب خانه حضرت داود(س)را زدن، وايشان اجازه ورود دادند، ده نفر از تجار وارد شدند و هرکدام کيسه صد ديناري رو مقابل حضرت گذاشتن، و گفتن اينهارو به مستحق بدهيد. حضرت پرسيد علت چيست؟؟؟ ايشان گفتند در دريا دچار طوفان شديم ودکل کشتي اسيب ديد وخطر غرق شدن بسيار نزديک بود که درکمال تعجب پرنده اي طناب بزرگ به طرف ما رها کرد. و با ان قسمتهاي اسيب ديده کشتي را بستيم.ونذر کرديم اگر نجات يافتيم هر يک صد دينار به مستحق بدهيم. حضرت داود(س) رو به آن زن کرد و فرمود: خداوند براي تو از دريا هديه ميفرستد، و تو او را ظالم مي نامي. اين هزار دينار بگير و معاش کن و بدان خداوند براي حال تو بيش از ديگران آگاه هست... خالق من بهشتي دارد، «نزديک زيبا و بزرگ»... و دوزخي دارد به گمانم «کوچک و بعيد» و در پي دليلي ست که ببخشد ما را،،، گاهي به بهانه دعايي در حق ديگري... شايد امروز آن روز بي دليل باشد،،، دعايتان ميکنم.دعايم کنيد.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 23 مهر 1394برچسب:الله،خدا،رحمت،برکت،فقر،گرسنگی،یتیم،حضرت،امام،پیامبر،تنگدستی،,
  • داستان ناموس

    پسر ﺟﻮﺍﻧﻰ ﻓﺎﺳﺪﺍﻻﺧﻼﻗﻰ ﮐﻪ ﺍﺯﻗﺒﻞ ﺑﺎﺩﺧﺘﺮﻯ ﺟﻮﺍﻥ ﺁﺷﻨﺎﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺎﻡ ﺑﻪ ﮔﺎﻡ ﺑﻔﺮﻳﺒﺪ ﻭ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﻭ ﺁﺏ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﺗﺎﺏ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ .... ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺭﺍﻡ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍبه چنگ آورد. ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻯ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺭﺃﺱ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﻨﺞ ﺩﺭ ﻣﮑﺎﻧﻰ ﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﻓﻀﺎﻳﻰ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﻴﮏ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﮕﻮﻳﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﻧﻴﺰ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﻴﺪ . ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻧﻴﺰ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﮐﺮﺩ . ﺩﻗﺎﻳﻘﻰ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﻨﺞ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺯﻭﺩ ﺑﻴﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺣﺎﻝ ﭘﺪﺭﺕ ﺧﻮﺏ ﻧﻴﺴﺖ . ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺟﺪﺍ ﺷﻮﺩ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪ، ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﺪ، ﻣﻦ ﻣﻰ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺮﻯ ﻣﻴﺰﻧﻢ ... ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩ . ﺳﺎﻋﺖ ﭘﻨﺞ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻴﺰ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺍﻳﻦ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﻯ ﺑﻰ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﻤﮕﻰ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺗﺎﺧﺘﻪ ﺑﻪ ﺗﺠﺎﻭﺯﺵ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ . ﺁﻧﮕﻬﻰ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﻴﻬﻮﺷﻰ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ... ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﻴﻦ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﻗﻮﻉ ﻣﻰ ﭘﻴﻮﺳﺖ، ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﻴﺶ ﭘﺪﺭ ﺭﺳﻴﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺣﺎﻟﺶ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﻨﺪ؛ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻯ؟ ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ؟ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻳﺪ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﺗﺮﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ؛ ﺗﻮ ﮐﻪ تلفنﻫﺎﻯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﺩﻯ ... ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﭘﺪﺭﻯ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻭﺍﻥ ﺩﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺳﺎﻧﺪ ... ﻧﺎ ﮔﻬﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﻴﻠﻪ ﮔﺮ، ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻳﮑﺘﺮﻳﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ،،، ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﺑﻮﺩ . ﻧﺘﻴﺠﻪ : ﺍﻳﻦ ﻗﻮﻝ ﺭﺳﻮل اﻟﻠﻪ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ : ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺁﺩﻡ ! ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﮐﻦ؛ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﮑﻨﻰ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﺩﻳﺪ . ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ ﺭﺥ ﺍﻳﻦ ﻣﻈﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ، ﭘﺲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﺮﺩﺍﺭﻫﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺘﺮﺱ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺸﺖ..

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:داستان,داستان ناموس,شرف,غیرت,وجدان,خواهر,مادر,,
  • حرف دل دیوانه

    از ديوانه اي پرسيدند: چه كسي را بيشتر دوست داري؟ ديوانه خنديد و گفت: "عشقم"... گفتند:"عشقت" كيست؟؟ گفت:"عشقي"ندارم!! خنديدند و گفتند: براي "عشقت" چه كارهايي حاضري بكني...؟ گفت:مانند عاقلان نميشوم ، نامردي نميكنم ، خيانت نميكنم ، دور نميزنم ، دروغ نمي گويم ، تنهايش نمي گذارم ، خودم را فدايش ميكنم... به او گفتند: اگر عشقت تنهايت گذاشت ، بي وفايي كرد ، بهونه گیر شد و رفت چه... اشك در چشمان ديوانه حلقه بست و گفت: اگر بامن اينكار رانميكرد كه... ديوانه نميشدم.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:دل،خیانت،عشق،تنها،بی وفا،,
  • صلوات

    اللَّهمَّﷺ صَلِّﷺ عَلَىﷺ مُحمَّــــــــدٍ ﷺوآلﷺِ مُحَمَّد ﷻ

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:صلوات،بر محمد واله محمد (ص)،,
  • جملات پند اموز

    جرات اصلاح فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم. شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد . استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید"" غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت: "" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ""

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:جملات پنداموز،پنداموز،جملات,
  • فرهنگ

    ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ، وقتی نخلی را می خواهند قطع کنند میگویند بکشش ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻫﺎ بیشتر میدانند ﮐﻪ ﭼﻪ میگویم... ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ، ﻧﺒﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ... ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺁﻥ همچون ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ، ﻧﻔﺮ ﺍﺳﺖ...! ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ میمیرد، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ میزنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ میشود...! ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻞ، ﻧﻪ ! ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯼ میمیرد... ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ! ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ! ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞﺍﺳﺖ... ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ... ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ! ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ... ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ!

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:فرهنگ،,
  • مرد بودن

    انسان بزرگ نیست جز به وسیله فکرش .شریف نیست جز به واسطه رفتارش .وقابل احترام نیست جزبه سبب اعمال نیکش ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ که می گوﯾﻨﺪ :ﻣﺮﺩ ﺑـﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑـﺎﺷﺪ … ﭼﺸﻤـﻭ ﺍﺑـﺮﻭ ﻣﺸﮑﯽ ﺑـﺎﺷﺪ … ته ریش داشته ﺑـﺎﺷﺪ …… ﻭ …!!ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮیم :ﻣﺮﺩ ﺑﺍﯾﺪ ﺑﺎﻭﺟــﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﻏﺮﻭﺭﺵ – ﻣﻬﺮﺑـﺎن ﺑﺎﺷﺪ … ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ تمام ﻟﺠﺒﺎﺯﯾﻬﺎیش – ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ …. ﺑــﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣــــﻪ خستگی ﻫﺎﯾﺶ – ﺻﺒـﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ … ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯾﺶ – ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ … ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﺪ

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:مرد،جملات زیبا،اخلاق، رفتار،خلاقیت،,
  • دعوت تبلیغ

    دعوت یک وظیفه‌ی عمومی.. بقلم: دکتر محمد العریفی بعضی از مردم وقتی حرف از دعوت به سوی خداوند می‌شود فکر می‌کنند دعوت فقط مخصوص کسانی است که محاسن بلندی دارند یا لباسشان کوتاه است... بعد هم به تو خواهد گفت: من که ریشم را تیغ می‌زنم و لباسم اینطور است و سیگار می‌کشم و... او چنین چیزهایی را مانعی میان خود و دعوت به سوی خداوند و خیرخواهی برای دیگران قرار داده که این در واقع وسوسه‌ی شیطان است... درست است... اصل این است که شخص دعوتگر الگو باشد و کارهایش مطابق گفتارش باشد... اما این هم درست نیست که انسان دیگر طاعات را به خاطر انجام برخی گناهان رها کند... چه بسا همان گناهان در دریای دیگر نیکی‌هایش ناپدید شود... حتی ممکن است انسان مقصر به انسان‌هایی دسترسی داشته باشد که شخص دعوتگر توانایی رسیدن به آنان را ندارد... همین تویی که در برخی موارد کوتاهی داری می‌توانی کسی را که نماز نمی‌خواند نصیحت کنی تا نمازهایش را به جای آورد، زیرا ترک نماز کفر است... تو می‌توانی کسانی را که در عمل فحشا افتاده‌اند نصیحت کنی که دست از این گناه بردارند... می‌توانی کسانی را که به ناموس مردم دست درازی می‌کنند نصیحت کنی که دست از این کار بکشند... حتی امکان دارد انسان دعوتگر با کسانی نشست و برخاست داشته باشد و نداند که آن‌ها ربا می‌خورند یا عمل فحشا انجام می‌دهند یا نماز نمی‌خوانند، چرا که این افراد معمولا جلوی انسان‌های اهل دین ظاهرسازی می‌کنند... اما وقتی ببینند کسی ظاهرا مانند آنان است خودِ واقعی‌شان را به او نشان می‌دهند... حتی شاید همه‌ی کارهای خود را به او بگویند... اما این افراد را باید چگونه دعوت داد و نصیحت کرد؟ این کار را می‌توان به روش‌های مختلفی انجام داد... مثلا اهدای سی‌دی و محتوای مفید به آنان... یا گاه دعوت کردن برخی از دعوتگران به مجالس آنان و یا نصیحت فردی و دیگر روش‌ها... فقط نگو من انسان پایبندی نیستم، چطور می‌توانم دیگران را دعوت دهم و نصیحت کنم؟! زیرا وظیفه‌ی دعوت، وظیفه‌ای است ربّانی و گسترده با روش‌های مختلف و متنوع... بنابراین دعوت نیاز به افراد گوناگونی دارد... همه‌ی ما خطاکاریم و «همه‌ی فرزندان آدم بسیار خطاکارند»... شاعر می‌گوید: اگر قرار باشد هر که گنه کرده مردم را نصیحت نکند، چه کسی پس از محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ مردم را اندرز دهد؟

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 22 مهر 1394برچسب:دعوت،تبلیغ،دعوت تبلیغ،اسلام،دین,
  • تست شوهر

    ﺗـﺴـﺘﯽ ﮐﻪ ﺧــﺎﻧﻤﻬــﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺷــﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﻭﺍﺳــﻪ ﻓﻬﻤﯿــﺪﻥ ﺍﻋﺘﯿــﺎﺩ ﺑﻪ ﻣــﻮﺍﺩ .... ﻫﻨﮕــﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ .... ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻣﺤـــﮑﻢ ﺑﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﺳﺮ ﺁﻗــﺎ ..... ﺍﮔــﻪ ﺗﻮﺟــﻪ ﻧﮑــﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ، ﺗــﺮﯾﺎﮎ ﮐﺸﯿﺪﻩ .. ﺍﮔــﻪ ﻫﯿﺠــﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪ، ﺑﻨــﮓ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔــﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻬﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ، ﺷﯿﺮﻩ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔــﻪ ﯾﻬﻮ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺳﮑﺘـﻪ ﮐﺮﺩ، ﮐﺮﺍﮎ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔـــﻪ ﺑﻬﺖ ﻓﺤــﺶ ﻭ ﺑﺪ ﻭ ﺑﯿﺮﺍ ﮔﻔﺖ، ﻣﺴﺘــﻪ ..... ﺍﮔــﻪ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺩﻫﻨـﺖ ﺭﺩﯾﻒ ﺩﻧﺪﻭﻧﺎﺕ ﺭﯾﺨــﺖ ﻭ ﺳﺮﺕ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﺤــﮑﻢ ﺯﺩ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺒﻮﺭﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ........ ، ﺑﻬﺘــﻮﻥ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯿﮕـــﻢ ﺷﻤﺎ ﺷﻮﻫــﺮﺗﻮﻥ ﺳﺎﻟﻤــﻪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻣﺼــﺮﻑ ﻧﮑــﺮﺩﻩ ..

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 22 مهر 1394برچسب:تست،شوهر،همسر،خنده،همسر،,
  • محرم

    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خــستـه زیــنــب بـــه بــی نــهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـــنــب سلام مــن بـه محـرم به دست ومشک ابوالفضل بـه نــا امـیـدی سـقـا بــه ســـوز اشـک ابوالفضل سـلام مـن بـه مــحـرم بـــه قــد و قـا مـت اکــبـر بـــه کــام خـشک اذان گـوی زیـر نــیـزه و خـنـجـر سلام مــن بــه محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم سـلام مــن بـــه مــحـرم بــه گــاهـواره ی اصـغـر بــه اشــک خـجـلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر سـلام مــن بـــه مــحــرم به اضــطـراب سـکـیـنـه بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویـش نـدیـده چـشـم مدینه سـلام مـن بــه مــحــرم بــه عـاشـقـی زهـیـرش بـه بـاز گـشـتـن حُــر و عـروج خـــتــم بـه خـیرش سلام من بــه محرم بــه مـسـلــم و به حـبـیـبش به رو سـپیدی جـوُن و بـه بــوی عــطــر عـجیـبـش سلام مــن بـــه مـحـرم بـه زنــگ مــحـمـل زیـنـب بــه پـاره پـاره تــن بـــی ســر مــقـــابـــل زیــنــب سلام من به مــحـرم بـه شــور و حــال عـیـانـش سلام مـن به حـسـیـن و به اشـک سینه زنـانش

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 22 مهر 1394برچسب:،محرم،عزاداری،عاشورا,
  • همراه اول

    سلام. دوستانی که شماره همراه اول دارند. #1000* را وارد کنید. فعالسازی را بزنید یک مبلغی بهتون اعلام میشه. اگر اون مبلغ رو تایید کنید میتوانید با پرداخت اون مبلغ یک ماه مکالمه نا محدود درون شبکه همراه اول و تلفن ثابت داشته باشید. اگر دوست داشتید فعال کنید.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 14 مهر 1394برچسب:همراه,همره اول,سیم کارت,سیم کارت,سیم کارت همراه اول,کد های همراه اول,رایگان,تماس رایگان,,

  • lovenar

    نظام اربابی پور

    lovenar

    http://lovenar.loxblog.com

    رمشک

    نا امید از رحمت خدا

    رمشک

    كد ساعت و تاريخ

    با سلام خدمت شما دوست عزیز نظامم اهل دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج استان کرمان رشته درسیم هستش علوم انسانی حتما به وب شما هم سرمیزنم وخوشحال میشم اگه توی نظرسنجی شرکت کنید و یا عضوخبرنامه بشید متشکرم. ‏ با عرض سلام و خوش امد گویی خدمت شما بازدید کننده گرامی در این وب سعی در معرفی دهستان رمشک در دنیایی مجازی داریم که البته مطالب دیگری هم قرار خواهد گرفت در حدتوان

    رمشک