رمشک
آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم
 

همراه اول، شارژ، رایگان، دریافت شارژ رایگان همراه اول

آپلود عکس شـــارژ هـــمـــــراه اول رایـگـان ترفندگرفتن شارژ رایگان هــمـــراه اول شارژ 4000 تومانی همراه اول تغییر روند شارژدهی ویدیوگرام برای کسانیکه شرکت نکردن باید 400 تومان شارژ داشته باشید و‌تا 2ساعت عضو سامانه باشید تا محتوا را دریافت کنید والا دعوت موثر ندارید و‌شارژی به شما اختصاص داده نمیشود ارسال کد 615508 به شماره 307522 و دریافت کد به ازای دعوت از 2 نفر از دوستانتان برنده شارژ 4000 تومانی میشوید بعد از آن به ازای هر 5 نفر دعوت‌6000 تومان شارژ تا سقف 200 هزار تومان شارژ طریقه دریافت شارژ اول شما با ارسال 500 به 307522 دعوت موثر خود را مشاهده میکنید بعد با فرستادن 1000 ب 307522 میتونید شارژ خودتون دریافت کنید لغو ‌با ارسال OFF ب 307522 و یا با کــد رسـمـــی اپراتور همــــــراه اول#800* غــیر فـعال نمــاید آپلود عکس گرفتن شارژ 400 هزار تومان تا سقف 200 هزار

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 30 مهر 1395برچسب:همراه اول، شارژ، رایگان، دریافت شارژ رایگان همراه اول,
  • تست شوهر

    ﺗـﺴـﺘﯽ ﮐﻪ ﺧــﺎﻧﻤﻬــﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺷــﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﻭﺍﺳــﻪ ﻓﻬﻤﯿــﺪﻥ ﺍﻋﺘﯿــﺎﺩ ﺑﻪ ﻣــﻮﺍﺩ .... ﻫﻨﮕــﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ .... ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻣﺤـــﮑﻢ ﺑﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﺳﺮ ﺁﻗــﺎ ..... ﺍﮔــﻪ ﺗﻮﺟــﻪ ﻧﮑــﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ، ﺗــﺮﯾﺎﮎ ﮐﺸﯿﺪﻩ .. ﺍﮔــﻪ ﻫﯿﺠــﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪ، ﺑﻨــﮓ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔــﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻬﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ، ﺷﯿﺮﻩ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔــﻪ ﯾﻬﻮ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺳﮑﺘـﻪ ﮐﺮﺩ، ﮐﺮﺍﮎ ﺯﺩﻩ ..... ﺍﮔـــﻪ ﺑﻬﺖ ﻓﺤــﺶ ﻭ ﺑﺪ ﻭ ﺑﯿﺮﺍ ﮔﻔﺖ، ﻣﺴﺘــﻪ ..... ﺍﮔــﻪ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺩﻫﻨـﺖ ﺭﺩﯾﻒ ﺩﻧﺪﻭﻧﺎﺕ ﺭﯾﺨــﺖ ﻭ ﺳﺮﺕ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﺤــﮑﻢ ﺯﺩ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺒﻮﺭﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ........ ، ﺑﻬﺘــﻮﻥ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯿﮕـــﻢ ﺷﻤﺎ ﺷﻮﻫــﺮﺗﻮﻥ ﺳﺎﻟﻤــﻪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻣﺼــﺮﻑ ﻧﮑــﺮﺩﻩ ..

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 22 مهر 1394برچسب:تست،شوهر،همسر،خنده،همسر،,
  • خنده،

    * حتما بخونید جالبه * ߚﭘﯿﺮ ﺯﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﻓﺖﮐﻪ ﯾﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺩ. ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﻧﮏ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺷﺪ ﻭ 1 ﻣﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺎﻧﮏ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﯾﯿﺲ ﺷﺪ ﻭ ﺭﯾﯿﺲ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ!!! ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﻩ !!!! ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭﺗﻮﻥ ﭼﯿﻪ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻣﻦ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﯾﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ؟ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺎﻧﮏ ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺳﺮ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺷورﺕ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﯿﭙﻮﺷﯽ . ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﻗﺒﻮﻟﻪ ( ﺗﻮ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﺷورﺕ ﺭﻭ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﻋﻤﺮﺍ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﭙﻮﺷﻢ ) ﻓﺮﺩﺍﺵ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻭﮐﯿﻠﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﯾﯿﺲ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯼ ؟؟ رییس ﮔﻔﺖ : آﺭﻩ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻧﮓ ﺷﺮﺗﺶ ﺳﺒﺰ ﺑﻮﺩ!!! ﺍﻣﺎ ﻭﮐﯿﻠﻪ ﺳﺮﺷﻮ ﮐﻮﺑﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﯾﯿﺲ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ؟ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ : ﺍﺧﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺳﺮ 100 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﻧﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ !!! ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭﻫﺮ ﺳﻨﯽ ﻋﻘﻠﺶ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ !!.. ایام بکام وشادی

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 15 شهريور 1394برچسب:جک،لطیفه،خنده،سرگرمی،زن،مرد،پسر،دختر،ضد،ضدحال،,
  • خنده توپ.خنده گپ,خنده دار,

    تو رو خدا http://s2.picofile.com/file/7648402896/bi_hejab_.jpg

    اینم از آخر عاقبت درس خوندن اجباری !! | p30.baranpatogh.om

     

    دخترااا عجب دورانی بود یادش بخیر رشته ام علافی ست
     
      جیب هایم خالی ست   پدری دارم حسرتش یک شب خواب دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب
     
      به حق چیزهای نشنیده اهل دانشگاهم قبله ام استاد است
     
      جانمازم نمره خوب می فهمم سهم آینده من بی کاریست من نمی دانم که چرا می گویند
     
    مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار کار کردن دستمزد می خواد مگنه و ندادن دستمزد به کسی که برات کار کرده گناه
     
       و معروف است به حق  ناس   یعنی همان
     
      حق مردم من هم کار کردم و مطلب به وبم گذاشتم و دستمزدم از کسانی که از وبم دیدن کردن یه نظره حالا خود دانید حق ناس
     
       حق مردم ههههههه عجب فکری کردم

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 24 آبان 1392برچسب:خنده,عکس,عکس خنده دار,تصاویر,تصاویر خنده دار,خنده توپ,خنده گپ,پایگاه خنده,,
  • پایگاه خنده خنده توپ

    نامه پيرزن به خدا

    يک روز کارمند پستي که به نامه هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي کرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا !

    با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود:

    خداي عزيزم بيوه زني هشتادوسه ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد.

    اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده ام، اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم. هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن ... کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان نودوشش دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند ... همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند. عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا گذشت، تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود: نامه اي به خدا ! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود :

    خداي عزيزم، چگونه مي توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند!!...

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:خنده،پایگاه خنده،طنز،مطالب طنز،داستان،داستان طنز،,
  • خنده شادی

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

     تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

    یه روز با دوستام رفته بودیم یکی از این شهرهای جنوب،هوا خیلی گرم بود خسته و تشنه کنار خونه ها میرفتیم پیاده هم بودیم،دیدیم یه خونه انگار عزاداریه خیلی شلوغه غذا هم میدادن، به بچه ها گفتم بریم داخل یه آبی یه غذایی بخوریم بعدشم یواشکی میایم بیرون، بچه ها هم قبول کردن،رفتیم داخل و شروع کردیم به گریه کردن،خانواده عذا دار خودشونم ما رو که دیدن چنان عذا داری میکنیم برامون آب و شربت آوردن و خوردیم بردنمون زیر کولر و نذاشتن آب تو دلمون تکون بخوره،ما هم خر کیف شده بودیم از اینکه نقشمون گرفته بود خوشحال بودیم،غذا آوردن خوردیمو کلی حال کردیم،عصر شده بود خانواده عذا دار منتظر بودن

     

    Bears and hearts 

    blue hearts

    ما خودمون رو معرفی کنیم ما هم

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

     

     

     

    گفتیم:

     تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

    ما با مرحوم خیلی صمیمی بودیم شب تا صبح کنار هم بودیم دوستای فابریک بودیم،هنوز حرفمون تموم نشده بود اومدن ریختن تا تونستن زدنمون،اصلا نفهمیدیم چی شد،با تیپا بیرونمون کردن.

     

     تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

     

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

    وقتی نوشته های دم درشون رو خوندیم فهمیدیم مرحوم یه دختر 20 ساله بود.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 11 شهريور 1392برچسب:خنده؛جک,مطالبه خنده دار,داستان خنده دار,,
  • پایگاه خنده

     

     

    یارﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ، ﺷﺐ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ :

     

     _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

     

    ﺟﺎﺗﻮ ﮐﺠﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻧﯽ ﻧﯽ ﺧﻮﺑﻪ؟ ﯾﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭﻩ .

    .......

     _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

     

    ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺗﻮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺑﻪ !

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

     تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

    ... ﺻﺒﺢ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺮﻩ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ..

     

    Bears and hearts 

    blue hearts

    ﻣﯿﮕﻪ : ﺷﻤﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻓﻼﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ؟ ﺍﺳﻤﺘﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

     

     

     

    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﯽ ﻧﯽ . ﺍﺳﻢ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﻪ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ .. ﺧﺮﮔﺎﻭ ﺍﻻﻍ ﻧﻔﻬﻢ ﺑﯿﺸﻮﺭ

     تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 7 شهريور 1392برچسب:خنده,خنده دار,پایگاه خنده,جک,جک خنده دار,صد در صد خنده,مطالب خنده دار,مطالب,مطالب خنده دار,,
  • چت

     

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    چت کردن یک آقا پسر با یک دختر خانم!

    فقط بخندید خنده دار

     تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

    پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz  

     

    پسر : تهران/وحید/26 و شما؟ دختر : تهران/نازنین/22

     

     _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

     

    پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه. دختر: مرسی!شما مجردین؟ پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟ دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟ پسر : من فوق لیسانس مدیریت ازدانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟ دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم. .سلام عزیزم

     

    پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم. دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟ پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟ دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟ پسر : خیابون دربند. شما چی؟ دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟

     

     تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

     

     

      تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

     

    پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟ دختر : اسم فامیلی شما چیه؟ پسر : من؟ حسینی! چطور؟ دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو ‏بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟ پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا ازاول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین……….. دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونهمنو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم! پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم! دختر : او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای پسر : باشه عمه ملوک! بای……

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 3 شهريور 1392برچسب:چت,چت خنده دار,خنده بازار,مطالب خنده دار,جک,لطیفه,,
  • مرکز لطیفه

    با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    اوايل ترم بود ساعت 8 کلاس داشتم . با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    صبح زود بيدار شدم که برم دانشگاه ...چون عجله داشتم بجاي 5000 تومني يه پونصدي از کشوم برداشتمو زدم بيرون ...سوار تاکسي که شدم ديدم اووووف يکي از دخترای آس و خوشتيپ کلاس جلو نشسته ... با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    يه کم که گذشت گفتم بزار کرايه شو حساب کنم نمک گير شه بلکه يه فرجي شد ...با صدايي که دو رگه شده بود پونصدي رو دادم به راننده و گفتم : با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    کرايه ي خانم رو هم حساب کنيد ! دختره برگشت عقب تا منو ديد کلي سلام و احوالپرسي و تعارف کرد ، اجازه بدين خودم حساب ميکنم و اين حرفا ...منم که عمرا اين موقعيتو از دست نميدادمو کوتاه نمي اومدم ... با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    مي گفتم به خدا اگه بزارم ! تمام اين مدتم دستم دراز جلوي راننده ...همه شم ميديدم نيشِ راننده بازها ! خلاصه گذاشت حسابي گلوي خودمو پاره کنم بعدش گفت : با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    چطوره با اين پونصدي کرايه ي بقيه رو هم تو حساب کني ؟ با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    يهو انگار فلج شدم . با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    آخه پول ديگه اي نداشتم ...الکي سرمو کردم تو کيفمو وقت کشي تابلوُ که ديدم دخترهکرايه ي جفتمونو حساب کرد ... با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    ولي از خنده داشت ميترکيد ...داشت گريه ام مي گرفت که اس . ام . اس داد و گفت : با

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    پيش مياد عزيزم ناراحت نباش ! موافقي ناهارو با هم بخوریم ...حالا من بيچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم ...خلاصه عين اسکلا اونقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم :

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    باشه ...اين شد که ما چند ماهه باهم دوستيم ولي يه بار که گوشيشو نگاه کردم ديدم اسمِ منو "مستضعف" سيو کرده ...

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 28 تير 1392برچسب:لطیفه,جک,داستان خنده دار,خنده بازار,پایگاه خنده,مرکز خنده,,
  • خنده بازار

    خنده بازار

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    نتایج ازدواج کردن آقایون

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج : بيدار شدن زودتر از خورشيد نتيجه اخلاقي : سحر خيز شدن

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه بعد از ازدواج : رفتن به حياط با اجازه نتيجه اخلاقي : معتبر شدن

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت بعد از ازدواج : خوردن غذا هاي سوخته با منت نتيجه اخلاقي : تقويت معده

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : استراحت مطلق بي جر و بحث بعد از ازدواج : كار كردن در شرايط سخت نتيجه اخلاقي : ورزيده شدن

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : ديد و بازديد از اماكن تفريحي بعد از ازدواج : سر زدن به فاميل خانوم نتيجه اخلاقي : صله رحم

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : آموزش گيتار و سنتور و غيره بعد از ازدواج : آموزش بچه داري و شستن ظرف نتيجه اخلاقي : همدردي با مردها

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جيبي از پاپا بعد از ازدواج : دادن كل حقوق به خانوم نتيجه اخلاقي : مستقل شدن

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : ايستادن در صف سينما و استخر بعد از ازدواج : ايستادن در صف شير و گوشت نتيجه اخلاقي : آموزش ايستادگي

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    قبل از ازدواج : رفتن به سفرهاي هفتگي بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارك سر كوچه نتيجه اخلاقي : امنيت كامل

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 24 تير 1392برچسب:جک,خنده بازار,مطالب خنده دار,خنده,
  • مطالب خنده دار

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    بیایید با هم توبه کنیم

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    روایت داریم تو جهنم 5 دقیقه مونده به افطار ساعتا وایمیسته !!! الان وقت توبه کردن نیست عایا ؟؟؟

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    ترفند های موثر

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



    خدا گفته تو ماه رمضان وقتی گشنمونه غذا نخوریم وقتی تشنه شدیم اب نخوریم حالا یه ترفنر جالب هر وقت گشنمون شد اب بخوریم هر وقت تشنه شدیم غذا بخوریم!!!!!!! امتحان کردم جواب داده!!!!!!

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 24 تير 1392برچسب:مطالب خنده دار,جک,خنده ,مطالب,مطالب خنده دار,
  • خنده

    :

    ‏ ‏ تصور كنين دخترا برن جبهه جنگ !

    مریم اون دشمن رو تير بارون كن

    نه حيفه خوشكله دلم نمياد بكشمش

    ‏ ‏ نميخوام

    ‏ ‏سارا اون پسره رو بمبارون كن نه شبيه بی افمه نميتونم بكشمش

    مهسا تفنگ ها رو پر كن‏ ‏باشه

    ‏ يه لحظه وايسا موهامو ببندم ‏نيلو خشاب ها رو بيار

    وای يه سوسک داره رو خشابا را ميرهشبنم اون پسره رو بكش :

    ‏ ‏ وای نه نميتونم خون ببينم

    سوسن هفتيرا رو پر كن

    اه ديدين چی شد ناخنم شكست

    ‏ ‏مهناز فردا باید بریم خط مقدم!

    ‏ ‏ واااای نهچی بپوشم؟

    نظر ‏ ‏یاده ت

    ‏ نره ‏

    نظرنظر

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 13 تير 1392برچسب:طنز,طنز خنده دار,لبخند شادی,نشاط,خنده دار,جک,جک خنده دار,
  • حقه

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

     

     

     

     

     

     

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

    داستان خنده دار

    حقه چهار دانشجو

    چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خوندن به تفریح رفته بودن و هیچ آمادگی برایامتحان نداشتن.

    روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای رو سوار کردن . به این صورت که سر و صورتشونرو کثیف کردن و مقداری هم لباساشون رو پاره کردن و توظاهر شون تغیراتی رو به وجودآوردن .

    بعد به دانشگاه پیش استاد رفتند. ماجرا را این طور برا استاد گفتن... که دیشب به یهمراسم عروسی در خارج از شهر رفته بودیم.

    و در راه برگشت از شانس بد ما یکی ازلاستیک های ماشین پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشین رو به حایی رسوندیم واین طور بود که به امادگی لازم برای روزامتحان نرسیدیم در نهایت قرار میشه که استادسه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر برگزار کند.

    اون ها هم خوشحال از این موفقیت سه روز تمام درس می خونن و روز امتحان با اعتمادبه نفس بالا به اتاق استاد میرن .

    استاد عنوان میکنه به خاطر خاص و خارج از نوبتبودن امتحان باید هرکدوم تو یه کلاس بشینند و امتحان بدن. انها هم به دلیل امادگی کامل موافقت میکنن... امتحان حاوی دو سوال بود......

    1- نام و نام خانوادگی )6نمره(

    2- کدام لاستیک ماشین پنچر شد؟ )14نمره(

    الف( لاستیک سمت راست جلو

    ب(لاستیک سمت چپ جلو

    ج( لاستیک سمت راست عقب

    د( لاستیک سمت چپ عقب

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 11 تير 1392برچسب:داستان,داستان کوتاه,داستان عاشقانه,داستان خنده دار,خنده دار,خنده بازار,جک,رمان,
  • خنده پاتوق

    :

    ‏ ‏ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺮﺍﺩﺭ

    ﭼﻬﺎﺭﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯽ ﺷﺪﻧﺪ .

    ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺷﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﯿﺮﺷﻮﻥ ﮐﻪ

    ‏ ‏ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ، ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ .

    ‏ ‏ﺍﻭﻟﯽ ﮔﻔﺖ :ﻣﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ .

    ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ :‏ ‏ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﯾﮑﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺘﻢ .

    ‏ ﺳﻮﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ‏ﻣﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺮﺳﺪﺱ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ

    ﺳﻔﺮ ﺑﺮﻩ .ﭼﻬﺎﺭﻣﯽ ﮔﻔﺖ : :

    ‏ ‏ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﻥ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺨﻮﻧﻪ، ﭼﻮﻥ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻪ .

    ﻣﻦ ﺭﺍﻫﺒﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻃﻮﻃﯽ

    ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪﺱ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺨﻮﻧﻪ .

    ‏ ‏ﺍﯾﻦ ﻃﻮﻃﯽ ﺑﺎ

    ‏ ‏ﮐﻤﮏ ﺑﯿﺴﺖ ﺭﺍﻫﺐ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻨﻮ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ .ﻣﻦ ﺗﻌﻬﺪ

    ﮐﺮﺩﻡ‏ ‏ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﻃﯽ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ، ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺻﺪﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻡ .

    ‏ ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺳﻢ ﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﻭ ﺁﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﺑﮕﻪ ﻭ ﻃﻮﻃﯽ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻪ . ‏ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .

    ﭘﺲ ﺍﺯﺗﻌﻄﯿﻼﺕ، ﻣﺎﺩﺭ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺗﺸﮑﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ . :

    ‏ ‏ ﺍﻭﻥ ﻧﻮﺷﺖ :

    ﻣﯿﻠﺘﻮﻥ ( ﺍﻭﻟﯽ ) ﻋﺰﯾﺰ، ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮔﻪ ...

    ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻢ .

    ‏ ‏ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ .

    ‏ ‏ﻣﺎﯾﮏ ( ﺩﻭﻣﯽ ) ﻋﺰﯾﺰ، ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼﺩﺍﻟﺒﯽ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﮔﻨﺠﺎﯾﺶ 50 ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ .

    ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻤﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ،‏ ‏ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﻨﻮﺍﯾﯿﻢ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﺎﺷﻨﻮﺍﻡ .

    ‏ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ . ‏ﻣﺎﺭﻭﯾﻦ ( ﺳﻮﻣﯽ ) ﻋﺰﯾﺰ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﻭﻡ .

    ﭘﺲ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﺯﻣﺮﺳﺪﺱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ .ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺮﻩ ﺍﻣﺎ ﻓﮑﺮﺕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ :

    ‏ ‏ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ

    ﻣﻠﻮﯾﻦ ( ﭼﻬﺎﺭﻣﯽ ) ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﻢ، ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻮﭼﯿﮑﺖ ﻭ ﺑﺎﻫﺪﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﻨﻮ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﺮﺩﯼ .

    ﺟﻮﺟﻪ ﯼ

    ‏ ‏ﺧﯿﻠﯽ

    ‏ ‏ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﯼبود

    ﻭ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ‏ ‏ﻭﻗﺖ

    ‏ ﻣﺰﻩ ‏آن

    راﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نخواهم کرد

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: شنبه 8 تير 1392برچسب:خنده,جک خنده دار,داستان,داستان خنده دار,پاتوق خنده,پاتوق داستان,رمشک,خنده بازار,,
  • داستان خنده دار

    :

    ‏ ‏ زن : عزیزم تو سیگار می کشی ؟

    مرد : بله

    زن : روزی چقدر ؟

    ‏ ‏مرد : 3 بسته

    ‏ ‏زن : پول هر بسته چقدره ؟مرد : 7000 تومن

    زن : چند ساله سیگار می کشی‏ ‏مرد : 15 سال

    ‏ زن : بنابر این اگه هر بسته ‏سیگار 7000 تومن باشه تو

    هم روزی 3 بسته سیگاربکشی 630000 هزار تومن :

    ‏ ‏ هر ماه پول سیگار میدی

    که در یکسال میشه 7560000 تومن درسته ؟

    مرد : درسته

    ‏ ‏زن : اگه تو هر سال این پول رو نگه می داشتی توی 15 سال می شد 113400000 تومن درسته ؟

    ‏ ‏مرد : درستهزن : می دونی اگه تو سیگار نمی کشیدی اون باعث می شد پولت هدر نره و الان می تونستی یه بنز بخری ؟

    مرد : تو سیگار می کشی؟‏ ‏زن : نه

    ‏ مرد : پس اون بنز لعنتیت ‏کجاست

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 4 تير 1392برچسب:داستان,داستان خنده دار,داستان عاشقی,داستان محبت,داستان مهر محبت,داستان عشق,داستان عاشقانه,
  • خنده بازار

    :

    ‏ ‏

    ایستگاہ خندہ:

    گداہ و کچل................

    ‏ ‏.......

    ‏ ‏ گدایی از کچلے بیست تومان تقاضا کرد.: کچل گفت: دہ تومان بدہ.

    گچل گفت:ندارم. ‏ ‏:~ گدا گفت: پنج تومان بدہ.~

    کچل گفت:ندارم.‏ ‏: گدا گفت دو تومان بدہ.

    کچل گفت:ندارم.= گدا گفت: :

    ‏ ‏

    مگر موے سر مےخواھم ھے مےگویے ندارم. :

    گرمترین نقطہ دنیا ................

    ‏ ‏.......

    ‏ ‏ معلم:گرمترین نقطہ دنیا کجاست؟ : شاگرد:تنور نانوایے بابام!

    نمرہ صفر ‏ ‏:~ معلم:حسن!مگہ پدرت در درسہایت تو را کمک نمے کند! ~

    حسن:نہ آقا از وقتے کہ شما در درس انشاء بہ او صفر دادہ اید قہر کردہ است. ‏ ‏:خودکشے

    شخصے طنابے را بر کمر بستہ بود=پرسیدند: :

    ‏ ‏

    چرا طناب بر کمر بستہ ای؟:

    گفت:................

    ‏ ‏.......

    ‏ ‏مےخوام خود را اعدام کنم. :گفتند:

    پس باید بر گردن ببندے. ‏ ‏:~گفت:~

    آخہ خفہ مےشوم؟ ‏ ‏:دیوانہ و عینک

    دیوانہ ای از دیوانہ ای پرسید:=چرا عینک تو شیشہ ندارد؟ :

    ‏ ‏

    گفت::

    چون چشمہایم ضعیف نیست و بدون شیشہ ھم مے بینم.................

    ‏ ‏.......

    ‏ ‏ کش شلوار :اولے:

    من دیشب خواب دیدیم ما کارانی خوردم. ‏ ‏:~دومے:~

    خب بعدش چی شد؟ ‏ ‏:اولے:

    ھیچ صبح کہ از خواب بیدار شدم دیدم کش شلوارم را خوردہ ام! = :

    ‏ ‏

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 1 ارديبهشت 1392برچسب:خنده بازار,
  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 18 صفحه بعد


    lovenar

    نظام اربابی پور

    lovenar

    http://lovenar.loxblog.com

    رمشک

    همراه اول، شارژ، رایگان، دریافت شارژ رایگان همراه اول

    رمشک

    كد ساعت و تاريخ

    با سلام خدمت شما دوست عزیز نظامم اهل دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج استان کرمان رشته درسیم هستش علوم انسانی حتما به وب شما هم سرمیزنم وخوشحال میشم اگه توی نظرسنجی شرکت کنید و یا عضوخبرنامه بشید متشکرم. ‏ با عرض سلام و خوش امد گویی خدمت شما بازدید کننده گرامی در این وب سعی در معرفی دهستان رمشک در دنیایی مجازی داریم که البته مطالب دیگری هم قرار خواهد گرفت در حدتوان

    رمشک