رمشک
آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم
 

داستان

 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ 10 ﺗﺎ ﺳﮓ ﻭﺣﺸﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﻭﺯﯾﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺳﺮﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ .

 

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﺯﺭﺍﺀ ﺭﺃﯼ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﺴﻨﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺳﮓ ﻫﺎ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ .

 

ﻭﺯﯾﺮ ﮔﻔﺖ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !

 

ﮔﻔﺖ

 

ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ 10 ﺭﻭﺯ ﺗﺎ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﮑﻢ ﺑﻬﻢ ﻣﻬﻠﺖ ﺑﺪﻩ

 

ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺩﻩ ﺭﻭﺯ . ﻭﺯﯾﺮ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﮓ ﻫﺎ ﻭ ﻭﮔﻔﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ 10 ﺭﻭﺯ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺑﮑﻨﻢ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﭼﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ .

 

 ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﮓﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺷﺴﺘﺸﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﻏﯿﺮﻩ .

 

ﺩﻩ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻭﻗﺖ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﮑﻢ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺳﮓﻫﺎ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ .

 

ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻋﻤﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻫﻢ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﻫﻤﻪ ﺳﮓ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻧﺪ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﮓ ﻫﺎ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ؟ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ 10 ﺭﻭﺯ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ 10 ﺳﺎﻝ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ

 

نیکی های دیگران ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﮔﺬﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﺪ!

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 16 شهريور 1395برچسب:داستان،داستان پند اموز،,
  • نیکی،بدی،خانواده

     

    آنچه رابرای خودمیخواهی برای دیگران هم بخواه

     

    زن و شوهری نشسته بودند و یک لحظه شوهر به همسرش گفت : میخوام بعد از چندین سال پدر و مادرم و برادرانم و بچه هایشان فردا شب به صرف شام دور هم جمع کنم و زحمت غذا درست کردن را بهت میدم .

     

    زن با کراهیت گفت : ان شاءالله خیر میشه .

     

    مرد گفت : پس من میرم به خانواده ام اطلاع بدم . روز بعد مرد سرکار رفت و بعد از برگشتن به منزل به همسرش گفت : خانواده ام الان میرسن شام آماده کردی یا هنوزه ؟

     

    زن گفت : نه خسته بودم حوصله نداشتم شام درست کنم آخه خانواده تو که غریبه نیستند یه چیز حاضری درست میکنیم . مرد گفت : خدا تو رو ببخشه چرا از دیروز به من نگفتی نمیتونم غذا

     

    درست کنم آخه الان میرسن من چکار کنم ....

     

    زن گفت : به آنها زنگ بزن و از آنها عذر خواهی کن اونها که غریبه نیستند .

     

    مرد با ناراحتی از منزل خارج شد .

     

    و بعد از چند دقیقه درب خانه به صدا در اومد و زن رفت در را باز کرد و پدر و مادر و خواهر و برادرانش را دید که وارد خانه شدند. پدرش از او پرسید پس شوهرت کجا رفته ؟

     

    زن گفت : تازه از خانه خارج شد .

     

    پدر گفت : دیروز شوهرت اومد خونمون و ما رو برای شام امشب دعوت کرد مگه میشه خونه نباشه ؟ و زن متحیر و پریشان شد و فهمید که غذایی که باید پخت می کرد برای خانواده خودش بود نه خانواده شوهر ؟

     

    و سریع به شوهر خود زنگ زد و بهش گفت که چرا زودتر بهم نگفتی که خانواده منو برای شام دعوت کرده بودی ؟

     

    مرد گفت : خانواده من با خانواده تو فرقی با هم ندارند . زن گفت : خواهش میکنم غذا هیچی تو خونه نداریم زود بیا خرید کن .

     

    مرد گفت : جایی کار دارم دیر میام خونه اینها هم خانواده تو هستند فرقی نمیکنه یه چیزی حاضری درست کن بهشون بده همانطور که خواستی حاضری به خانواده ام بدی ...

     

    و این درسی برای تو باشه که به خانواده ام احترام بگذاری . پس با مردم همانطوری معامله کن که برای خودت دوست داری ...

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 13 مرداد 1395برچسب:نیکی،بدی،خانواده,
  • شایعه

     

    700 سال پیش در اصفهان مسجدی می ساختند

     

    کار تمام شده بود و کارگران در حال انجام خرده کاری های پایانی بودند پیرزنی از انجا رد میشد .

     

    ناگهان پیرزن ایستاد و گفت بنظرم مناره مسجد کج است!

     

    کارگران خندیدند ولی معمار با صدای بلند فریاد زد ساکت !

     

    چوب بیاورید

     

    . کارگر بیاورید .

     

    چوب را به مناره تکیه دهید . حالا همه باهم . فشااار دهید . فشااااااااااار !!! و مرتب از پیرزن می پرسید مادر درست شد؟

     

    بعد از چند دقیقه پیرزن گفت درست شد و دعا کنان دور شد .

     

    کارگران گفتند مگر می شود مناره را با فشار صاف کرد ؟

     

    معمار گفت :

     

    نه ! ولی میتوان جلوی شایعه را گرفت !

     

    اگر پیرزن می رفت و به اشتباه به مردم میگفت مناره کج است و شایعه کج بودن مناره بالا میگرفت . دیگر هرگز نمیشد مناره را در نظر مردم صاف کرد.

     

    ولی من الان با یک چوب و کمی فشار ، مناره را برای همیشه صاف کردم!!!

     

    از شایعه بترسبد !

     

    در تجارت و کسب و کارتان ، حتی در زندگیتان از شایعه بترسید !

     

    اگر به موقع وارد عمل شوید براحتی مناره زندگیتان صاف خواهد شد

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 10 تير 1395برچسب:شایعه،حرف مردم،پیر زن،,
  • مرد بودن

    انسان بزرگ نیست جز به وسیله فکرش .شریف نیست جز به واسطه رفتارش .وقابل احترام نیست جزبه سبب اعمال نیکش ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ که می گوﯾﻨﺪ :ﻣﺮﺩ ﺑـﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑـﺎﺷﺪ … ﭼﺸﻤـﻭ ﺍﺑـﺮﻭ ﻣﺸﮑﯽ ﺑـﺎﺷﺪ … ته ریش داشته ﺑـﺎﺷﺪ …… ﻭ …!!ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮیم :ﻣﺮﺩ ﺑﺍﯾﺪ ﺑﺎﻭﺟــﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﻏﺮﻭﺭﺵ – ﻣﻬﺮﺑـﺎن ﺑﺎﺷﺪ … ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ تمام ﻟﺠﺒﺎﺯﯾﻬﺎیش – ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ …. ﺑــﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣــــﻪ خستگی ﻫﺎﯾﺶ – ﺻﺒـﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ … ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯾﺶ – ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ … ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﺪ

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:مرد،جملات زیبا،اخلاق، رفتار،خلاقیت،,
  • داستانی پر معنی

    داستانی پر معنی رﻭﺯﻱ ﻳﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺷﺖ: 'ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ! ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﭼﻪ ﺷﮑﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ '،

    ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺍﺗﺎﻕ ﻳﮏ ﻣﻴﺰ ﮔﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﻳﮏ ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺑﻮﺩ، ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﻱ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺁﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻻ‌ﻏﺮ ﻣﺮﺩﻧﻲ ﻭ ﻣﺮﻳﺾ ﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻗﺤﻄﻲ ﺯﺩﻩ ﻣﻲ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﻗﺎﺷﻖ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ‌ﻱ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻭﺻﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭ ﺑﺒﺮﻧﺪﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ

    ﮔﻔﺖ:

    'ﺗﻮ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻱ، ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ'، ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻌﺪﻱ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻣﺜﻞ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻠﻲ ﺑﻮﺩ، ﻳﮏ ﻣﻴﺰ ﮔﺮﺩ ﺑﺎ ﻳﮏ ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰ، ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻞ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺎﺷﻖ ﻫﺎﻱ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﻲ ﻗﻮﻱ ﻭ ﭼﺎﻕ ﺑﻮﺩﻩ، ﻣﻲ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪﻧﺪ،

    ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ:

    'ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﻢ؟!'

    ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ...

    چشمانش 'ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ؟ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻱ ﻃﻤﻊ ﮐﺎﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ!

    'ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻣﻮﺳﻲ ﻓﻮﺕ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻲ ﻣﺼﻠﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻲ ﻳﺎﻓﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪ، ﮔﻮﺍﻩ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﮐﻠﻤﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻡ ﺁﺧﺮ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ، ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻳﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺪﺍ (ﻣﻠﮑﻮﺕ ﺍﻟﻬﻲ) ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

    ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ 93% ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ، ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﺀ ﺁﻥ 7% ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ، ﻣﻦ ﺟﺰﺀ ﺁﻥ 7% ﺑﻮﺩﻡ، ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺗﺎ ﻗﺎﺷﻖ ﻏﺬﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﻬﻴﻢ ﺷﻮﻡ حیف است اسیرغم دنیاباشیم. !..

    دلسوخته چون لاله صحراباشیم.

    حیف است زدیده پاسبانی نکنیم با مریم و یاس مهربانی نکنیم.

    روزی که فلک جسم مراخاک کند.

    حیف است شکایت ازجوانی نکنیم!

    در مدرسه ؛ آرزویمان تمام شدن درسمان است !

    .( در سربازی ؛ پایان خدمت ....

    در دانشگاه ؛ گرفتن مدرک .... ...

    در عاشقی ؛ ازدواج کردن !

    چه موجودات عجیبی هستیم ،

    آرزویمان تمام شدن بهترین روزهای زندگیمان است ... !!!  

    عذاب قبرخيلى سخت است مخلوق نمى تواند عذاب قبر را تحمل کند قبر جایی تنگ و تاريک و جاى مار و حشرات است پس بيايم پنج وقت نماز را سروقت بخوانيم و قرآن را مطالعه کنيم وکار نيک انجام دهيم براى پنج نفر بفرست تاخدا از تو راضى باشد.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 1 مهر 1392برچسب:داستان،داستانی پر معنی،داستان عبرت آمیز،داستان های مذهبی،,
  • خوار شمردن شخصیت دیگران

    خوار شمردن شخصیت دیگران
    دیگران را به باد ریشخند گرفتند!

    خداوند مومنان را نهی نموده است از اینکه گروهی گروه دیگر را مسخره کنند و آنان را به باد ریشخند و استهزا بگیرند،زیرا ریشخند و استهزا یکی از صفات زشت و ناپسندی است که از بخود نازیدن و دیگران را خوار شمردن سرچشمه می گیرد،و این خود از جمله کارهائی است که میان افراد،عداوت و کینه توزی را ایجاد می کند،آنچه شایان توجه می باشد این است:قرآن کریم بعد از اینکه هر گروهی را چه مرد و چه زن،از ریشخند و مسخره کردن یکدیگر منع نمود،زنان را خطاب ویژه قرار داده است،زیرا استهزاء و مسخره گوئی بیشتر در محیط زنانه انجام می گیرد.قران حقیقت ریشخند و مسخره را بیان نموده و خطاب به مسلمانان می گوید:"چگونه مومنان همدیگر را مسخره می کنند،چه بسا ممکن است شخص مسخره شده نزد خداوند، بهتر و برتر از شخص مسخره کنند باشد،!.زیرا ارزشهای ظاهری که مردان و زنان در وجود خود می بینند یک نوع ارزشهای سطحی و ظاهری هستند که برای افراد کوته نظر و ظاهر بین نمایان می گردند،به خاطر اینکه گاهی ممکن است شخص ساده،فرد زیرک و هوشیار را به باد مسخره و استهزا گیرد،اما باید دانست این ارزشها و امثال آنها از جمله ارزشهای مادی هستند نه حقیقی،و در نتیجه اینها تنها مقیاس و میزان ارزش انسانی نیستند،اما مقیاس و میزان الهی که شخص را بالا می برد و پایین می آورد، بر معیار و موازینی غیر از آنها اعتماد و تکیه می کند،بنابراین در موازین الهی یک نوع معیار و ارزشهای داخلی و باطنی وجود دارند که غیر از خدا کسی بر آنها اطاع ندارد.


     
    طعنه زدن به دیگران
    خداوند در ابتدای آیه فوق مومنان را برادران یکدیگر قرار داده است و از اینرو آنان را منع نموده است از این که همدیگر را عیبجوئی کنند،پس هرگاه کسی برادر خود را عیبجوئی کند به منزله این است که خود را عیبجوئی کند و مورد طعنه قرار دهد.آری این است معنی و مفهوم فرموده خداوند که در آیه فوق می فرماید:(و لاتلمزوا انفسکم)یعنی همدیگر را طعنه نزنید و مورد عیبجوئی قرار ندهید،بدیهی است این یک معنی بسیار لطیف و دقیقی است که قرآن نظر مومنان را متوجه آن می سازد،تا اینکه به وسیله آن به وحدت خویش پی ببرند و آن را درک کنند، تا در یابند که شایسته نیست هیچ عاملی از عوامل تفرقه انگیز بدان وحدت و انسجام راه یابد و آن را ملوث و مدکدر گرداند.بیگمان طعنه زدن به دیگران یکی از عنوانها و عادات عصر حاضر گردیده است،چنانکه بر صفحات روزنامه ها و سایر نوشته ها ملاحظه می شود:مثلا فلان سیاستمدار به خاطر خود برتر نشان دادن و استوار ساختن مقام و موقعیت خویش،سیاستمدار دیگری را به منظور انحطاط مقام و پایین آوردن منزلتش طعنه می زند و او را مورد عیب جوئی قرار می دهد،و بدینوسیله او و سایر اعوان و انصارش را رسوا و بدنامه می سازد،و همچنین بسیاری از افراد هستند که به خاطر راه یافتن به فرو نشاندن حسادت و خاله نمودن کینه خویش،و یا برای خودنمائی و ظاهر سازی،پیوسته خواهان طعنه زدن به دیگران و در پی عیبجوئی آنان هستند. بر کسی پوشیده نیست در جامعه کنونی ما طعنه زدن بدیگران و عیبجوئی از آنان به صورت امراض شعایعی در آمده است،بگونه ای که اکثر مردم این عمل زشت و ناپسند را انجام می دهند،بدون اینکه توجهی به نهی خدا از مرتکب شدن به چنین گناهی بکنند،(مگر عده معدودی از مسلمانان راستینی که بحقیقت پایبند اوامر و نواهی الهی می باشند و از مرتکب شدن به چنین گناه بزرگ،و سایر اعمال زشت و ناروا جدا خوداری می نمایند)
    D: !



    خداوند در ابتدای آیه فوق مومنان را برادران یکدیگر قرار داده است و از اینرو آنان را منع نموده است از این که همدیگر را عیبجوئی کنند،پس هرگاه کسی برادر خود را عیبجوئی کند به منزله این است که خود را عیبجوئی کند و مورد طعنه قرار دهد.آری این است معنی و مفهوم فرموده خداوند که در آیه فوق می فرماید:(و لاتلمزوا انفسکم)یعنی همدیگر را طعنه نزنید و مورد عیبجوئی قرار ندهید،بدیهی است این یک معنی بسیار لطیف و دقیقی است که قرآن نظر مومنان را متوجه آن می سازد،تا اینکه به وسیله آن به وحدت خویش پی ببرند و آن را درک کنند، تا در یابند که شایسته نیست هیچ عاملی از عوامل تفرقه انگیز بدان وحدت و انسجام راه یابد و آن را ملوث و مدکدر گرداند.بیگمان طعنه زدن به دیگران یکی از عنوانها و عادات عصر حاضر گردیده است،چنانکه بر صفحات روزنامه ها و سایر نوشته ها ملاحظه می شود:مثلا فلان سیاستمدار به خاطر خود برتر نشان دادن و استوار ساختن مقام و موقعیت خویش،سیاستمدار دیگری را به منظور انحطاط مقام و پایین آوردن منزلتش طعنه می زند و او را مورد عیب جوئی قرار می دهد،و بدینوسیله او و سایر اعوان و انصارش را رسوا و بدنامه می سازد،و همچنین بسیاری از افراد هستند که به خاطر راه یافتن به فرو نشاندن حسادت و خاله نمودن کینه خویش،و یا برای خودنمائی و ظاهر سازی،پیوسته خواهان طعنه زدن به دیگران و در پی عیبجوئی آنان هستند. بر کسی پوشیده نیست در جامعه کنونی ما طعنه زدن بدیگران و عیبجوئی از آنان به صورت امراض شعایعی در آمده است،بگونه ای که اکثر مردم این عمل زشت و ناپسند را انجام می دهند،بدون اینکه توجهی به نهی خدا از مرتکب شدن به چنین گناهی بکنند،(مگر عده معدودی از مسلمانان راستینی که بحقیقت پایبند اوامر و نواهی الهی می باشند و از مرتکب شدن به چنین گناه بزرگ،و سایر اعمال زشت و ناروا جدا خوداری می نمایند) به کار بردن لقبهای مکروه و ناپسند
    خداوند مومنان را از لقب دادن بد و مکروه بهمدیگر نهی کرده است،خواه این لقب مکروه و ناپسند صفتی باشد برای خود شخص،و یا برای پدر و مادر،و یا برای سایر وابستگانش باشد. چنانکه خداوند بعد از جمله(و لا تنابزوا بالالقاب)می فرماید:(بئس الاسم الفسوق بعد الایمان)یعنی یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند مخوانید،برای مسلمانان چه بد است بعد از ایمان آوردن،سخنان ناگور گفتن،و گفتار گناه آلود بر زبان راندن.پس کسیکه دیگران را به باد مسخره و استهزا می گیرد و به آنان طعنه می زند و سخن چینی و عیبجوئی می کند و القاب زشت و مکروه بکار می برد فاسق می باشد،از دیگاه قرآن،فاسق کسی است که از اطاعت و فرمانبرداری خدا خارج شده باشد و توجهی به اوامر و نواهی او نکند،اما شخص مومن بعد از اینکه ایمان آورد،و به خدا و قوانین اسلام اعتقاد پیدا کرد،بسیار زشت و ناپسند می داند که صفت فسق و فاسقی به او نسبت داده شود،و او را به چنین لقب زشتی بخوانند. .


    گمان بد نسبت به دیگران

    خداوند به مومنان دستور داده است که از ظن و گمان بد جدا بپرهیزند.پس نباید نسبت به دیگران هیچ گونه سوءظنی و نظری بدی به خاطر خود خطور دهند،و قرآن کریم برای ظن بد چنین دلیل می آورد:(ان بعض الظن اثم)یعنی برخی از گمانها گناه است،بدیهی است این تعبیر قرآنی به طور کلی اشاره ای است به دوری جستن از ظن و گمان بد،زیرا که شخص مومن نمی داند کدام یک از ظن و گمانهایش گناه می باشد،(لذا از باب احتیاط بطور کلی از آن پرهیز نماید)بدینوسیله اسلام دل و وجدان انسان را از آلوده شدن به ظن بدی که منجر به گناه شود پاک می نماید و او را پاک شدن از پلیدیها،و به دور ماندن از هر نوع شک و گمان بد دعوت می کند.


    جاسوسی و خبر چینی از دیگران
    خداوند مومنان را از تجسس و خبر چینی منع نموده است،چون تجسس حرکتی است ناشی از ظن و گمان بد شخص نسبت به دیگران،بنابراین تجسس و خبر چینی عبارت است از میل و رغبت داشتن به کشف حیثیت و آبروی دیگران،و اطلاع یافتن بر اسرار و اعضای پوشیده آنان،و قرآن کریم در برابر این عمل پست و ناپسند مقاومت نموده است،پس هر انسانی حافظ آزادیها،و نگهبان حرمتها و کرامتها خویش می باشد بگونه ای که جایز نیست به هیچ صورت و شکلی نسبت به آنها اسائه ادب شود،و نباید در هیچ حالی متعرض آنها شد و آنها را لمس نمود.زیرا که فقط می توان بر حسب ظواهر مردم حکم نمود،و هیچ کس حق ندارد باطن آنها را تعقیب نماید،بلکه تنها بر حسب ظاهر مطابق خلافی که بصورت آشکارا از ایشان ملاحظه می شود مورد تعقیب و مواخذه قرار می گیرند.البته لازم به ذکر است:مأمورانی که دولت آنها را در نقاط مختلف پراکنده میکند برای جستجوی افراد مفسد،و جهت یافتن رد پای خرابکاران،مشمول عمل جاسوسی و خبر چینی نمیشود و تحت مصداق و مفهوم آنگونه تجسسی که خداوند از آن نهی کرده است قرار نمی گیرد،زیرا که این عمل دولت به خاطر جلوگیری از مفاسد و خرابکاری است و بدیهی است که سود و منفعت آن عاید ملت می شود،ملتی که باید حریم و حرمت آنان حفظ و حراست شود.
    D:)!!! نام کتاب:گناهان و لغزشها از دیدگاه اسلام


    تألیف:دکتر عفیف عبدالفتاح طباره
    مترجم:محمد صالح سعیدی !

    ناشر:نشر احسان
    نظر
    چاپ:چاپخانه مهارات


    تهران_خیابان ناصر خسرو،کوچه حاج نایب
    نظر

    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 20 فروردين 1392برچسب:خوار شمردن شخصیت دیگران,
  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد


    lovenar

    نظام اربابی پور

    lovenar

    http://lovenar.loxblog.com

    رمشک

    داستان

    رمشک

    كد ساعت و تاريخ

    با سلام خدمت شما دوست عزیز نظامم اهل دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج استان کرمان رشته درسیم هستش علوم انسانی حتما به وب شما هم سرمیزنم وخوشحال میشم اگه توی نظرسنجی شرکت کنید و یا عضوخبرنامه بشید متشکرم. ‏ با عرض سلام و خوش امد گویی خدمت شما بازدید کننده گرامی در این وب سعی در معرفی دهستان رمشک در دنیایی مجازی داریم که البته مطالب دیگری هم قرار خواهد گرفت در حدتوان

    رمشک