رمشک
آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم
 

درس های برای زندگی

كارت بانكيم رو به فروشنده دادم و باخيال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه ، ولى در كمال تعجب ، دستگاه پيام داد : *"موجودى كافى نميباشد"* امكان نداشت ، خودم ميدونستم كه اقلا سه برابر مبلغى كه خريد كردم در كارتم پول دارم، با بي حوصلگى از فروشنده خواستم كه دوباره كارت بكشه و اين با پيام آمد: *"رمز نا معتبر است"* اين بار فروشنده با بي حوصلگى گفت: خانم لطفا نقداً پرداخت كنيد ، پول نقد همراهتون هست؟....فكر كنم كارتتون رو پيش موبايلتون گذاشتين كلاً سوخته ........... در راه برگشت به خانه مرتب اين جمله ى فروشنده در سرم صدا ميكرد "پول نقد همراهتون هست"؟........ خدايا ما در كارت اعمالمان كارهاى بسيارى داريم كه به اميد آنها هستيم مثلا عبادتهايى كه كرديم ، دستگيرى ها و انفاق هايى كه انجام داديم و .... نكند در روز حساب و كتاب بگويند موجودى كافى نيست ، ما متعجبانه بگوييم : مگر ميشود ؟ اين همه اعمالى كه فكر ميكرديم نيك هستند و انجام داديم چى شد؟؟؟؟ و بگويند اعمالتان را در كنار چيزهايى قرار داديد كه كلاً سوخت و از بين رفت ... كنارغیبت ,كنار حسد ، كنار ريا ، كنار بى اعتمادى به خدا ، كنار دنيا دوستى و ..... نكند از ما بپرسند نقد با خودت چه آورده اى ؟ و ما كيسه مان تهى باشد ، دستمان خالى .... خدايا از تمام چيزهايى كه باعث از بين رفتن اعمال نيكمان ميشود به تو پناه ميبريم..

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 8 مرداد 1396برچسب:اعمال،اخرت،دنیا،درس های برای زندگی،زندگی،درس،,
  • استفاده صحیح از ،وات ساپ،لاین،تلگرام،ویبره،بیتاک،اینستگرام،فیسبوک،تانگو،نیمباز،

     

    پدری فرزند خود را فراخواند

     

    دفتر مشق او را كه بسيار تميز و مرتب بود نگاه كرد و گفت:

     

    فرزندم چرا در اين دفتر كلمات زشت و ناپسند ننوشتی و كثيفش نكردی؟

     

    پسر با تعجب پاسخ داد: خب معلوم است! چون معلم‌مان هر روز آن را نگاه می‌كند و نمره می‌دهد.

     

    پدر گفت: دفتر زندگی خود را نيز پاک نگاه دار، چون معلمی هست که هر لحظه آن را می‌نگرد و به تو نمره می‌دهد ...

     

    ألَم يَعلَم بأنَّ اللهَ يَري؟

     

    «آيا انسان نمیداند كه خدا او را می‌بيند؟»

     

    سوره مبارکه علق آيه 14

     

    وضعیت دفتر زندگی شما چگونه است؟؟

    مطالب پنداموز

     

    مدرسه‌ای دانش‌آموزان را با اتوبوس به اردو می‌برد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک می‌شود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می‌شود: «حداکثر ارتفاع سه متر»

     

    ارتفاع اتوبوس هم سه متر بود ولی چون راننده قبلا این مسیر را آمده بود با کمال اطمینان وارد تونل می‌شود اما سقف اتوبوس به سقف تونل کشیده می‌شود و پس از به وجود آمده صدایی وحشتناک در اواسط تونل توقف می‌کند.

     

    پس از آرام شدن اوضاع مسئولین و راننده پیاده شده و از دیدن این صحنه ناراحت می‌شوند. پس از بررسی اوضاع مشخص می‌شود که یک لایه آسفالت جدید روی جاده کشیده‌اند که باعث این اتفاق شده و همه به فکر چاره افتادند؛ یکی به کندن آسفالت و دیگری به بکسل کردن با ماشین سنگین دیگر و غیره. اما هیچ کدام چاره‌ساز نبود تا اینکه پسربچه‌ای از اتوبوس پیاده شد و گفت: «راه حل این مشکل را من می‌دانم!» 

     

    یکی از مسئولین اردو به پسر می‌گوید: «برو بالا پیش بچه‌ها و از دوستانت جدا نشو!»

     

    پسربچه با اطمینان کامل می‌گوید: «به خاطر سن کم مرا دست کم نگیرید و یادتون باشه که سر سوزن به این کوچکی چه بلایی سر بادکنک به آن بزرگی می‌آورد.»

     

    مرد از حاضر جوابی کودک تعجب کرد و راه‌حل را از او خواست. بچه گفت: «پارسال در یک نمایشگاهی معلم‌مان یادمان داد که از یک مسیر تنگ چگونه عبور کنیم و گفت که برای اینکه دارای روح لطیف و حساسی باشیم باید درون‌مان را از هوای نفس و باد غرور و تکبر و طمع و حسادت خالی کنیم و در این صورت می‌توانیم از هر مسیر تنگ عبور کنیم و به خدا برسیم.»

     

    مسئول اردو از او پرسید: «خب این چه ربطی به اتوبوس دارد؟»

     

    پسربچه گفت: «اگر بخواهیم این مسئله را روی اتوبوس اجرا کنیم باید باد لاستیک‌های اتوبوس را کم کنیم تا اتوبوس از این مسیر تنگ و باریک عبور کند.»

     

    پس از این کار اتوبوس از تونل عبور کرد.

     

    خالی کردن درون از هوای کبر و غرور و نفاق و حسادت رمز عبور از مسیرهای تنگ زندگی است. .شبی توام با آرامش و تندرستی برایتان آرزومندم. 

     

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 28 تير 1395برچسب:پنداموز,مطلب پنداموز,مطالب پنداموز,مطالب پنداموز,لاین,تلگرام,وات ساپ,بیتاک,فیسبوک,اینستگرام,,
  • مطلب پنداموز،مطالبه پنداموز،

     

    ﺷﺨﺼﻲ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﻭﺳﺘﺶ را ﺭﻧﺠﺎﻧﺪ.

     

    اﻣﺎ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﺷﺪ ﻧﺰﺩ ﭘﻴﺮ ﺩاﻧﺎی ﺷﻬﺮﺭﻓﺖ ﻭﺑﺎ اﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﺮﺩ.

     

    ﭘﻴﺮ ﮔﻔﺖ

     

    براﻱ ﺟﺒﺮاﻥ ﺳﺨﻨﺖ ﺩﻭ ﻛﺎﺭ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻲ

     

    اﻣﺸﺐ ﺑﺎﻟﺸﻲ اﺯ ﭘﺮ ﺑﺮﺩاﺷﺘﻪ ﻭﮔﻮﺷﻪ ﺁﻥ ﺭا ﺳﻮﺭاﺥ ﻛﻦ،ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻭﻣﺤﻼﺕ ﺑﺮﻭ ﻭﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ای ﻳﻚ ﭘﺮ ﺑﮕﺬاﺭﺗﺎ ﭘﺮﻫﺎﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ.

     

    ﻫﺮﻭﻗﺖ اﻳﻦ ﻛﺎﺭﺭاﻛﺮﺩی ﻧﺰﺩﻣﻦ ﺑﻴﺎﺗﺎﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ ﺭاﺑﮕﻮﻳﻢ.

     

    ﺟﻮاﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭاﺑﻪ آن کار ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﺪ. اﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ اﺯﺳﺮﻣﺎﻱ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻳﺦ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ.ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯﻫﻢ اﺩاﻣﻪ ﺩادﺗﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻛﺎﺭﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ.

     

    ﺑﺎﺳﺮﻋﺖ ﻧﺰﺩ ﭘﻴﺮﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﻨﻮﺩی ﮔﻔﺖ:

     

    ﻣﺮﺣﻠﻪ اﻭﻝ ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ،ﺣﺎﻻﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟

     

    ﭘﻴﺮﮔﻔﺖ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﻫﺎﺭا ﺟﻤﻊ ﻛﻦ ﺗﺎﺑﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ اﻭﻟﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ. اﻭﺑﺎﺳﺮاﺳﻴﻤﮕﻲ ﮔﻔﺖ:

     

    اﻣﺎاﻳﻦ ﻏﻴﺮ ممکن اﺳﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭی اﺯﭘﺮﻫﺎﺭا ﺑﺎﺩﭘﺮاﻛﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻩ.

     

    ﻭﻫﺮﭼﻘﺪﺭﺗﻼﺵ ﻛﻨﻢ ﺑﺎﻟﺶ ﻣﺜﻞ اﻭﻟﺶ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ.

     

    ﭘﻴﺮ ﮔﻔﺖ;ﺩﺭﺳﺖ اﺳﺖ

     

    ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ میﻛﻨﻲ ﻣﺜﻞ,ﭘﺮﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺎﺩ اﺳﺖ ﻭﺩﻳﮕﺮﺑﻪ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮔﺸﺖ.ﺩﺭ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻠﻤﺎﺕ,ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺩﺭﺑﺮاﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩاﺭي ﺩﻗﺖ ﻛﻦ

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 21 تير 1395برچسب:پنداموزی,مطالبه پنداموز,مطلب پنداموز,گروه,گروه وات ساپ,پاتوق سرا وات ساپ,زندگی,,
  • مادر پیر.خانه سالمندان

     

    پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد

     

    . یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند

     

    . از مادرش پرسید

     

    : مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟

     

    مادر گفت:

     

    از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم.

     

    فرزند باتعجب گفت:

     

    داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟

     

    و قبلا به من گلایه نکردی.

     

    مادر پاسخ داد:

     

    بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم وعادت کردم ولی می ترسم تو وقتی فرزندانت در پیری تورا به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: پنج شنبه 10 تير 1395برچسب:مادر,خانه سالمندان,مادر پیر,,
  • asal

    قطره عسـلی بر زمین افتاد かわいい のデコメ絵文字 مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید... かわいい のデコメ絵文字 باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسـل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد... かわいい のデコメ絵文字 مورچه در عسـل غوطه ور شد و لذت می برد... かわいい のデコメ絵文字اما(افسوس)که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت... かわいい のデコメ絵文字 در این حال ماند تا آنکه نهایتا مُرد. かわいい のデコメ絵文字 دُنـیا چیزی نیست جز قطره عسـلی بزرگ! かわいい のデコメ絵文字 پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد، از أخرت خود غافل و نهايتاً هلاک می شود▔▔▔▔

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 24 خرداد 1395برچسب:asal,rameshk,
  • پنداموز محبت زندگی

    روزی زنی روستایی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى کرد، براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دستهایش را کجا بگذارد، که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند. شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم . زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر، همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ساده “مرا بغل کن” چقدر احساس خوشبختى در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرفهای دلتان را بیان کنید.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 2 اسفند 1394برچسب:زندگی,پنداموز مطلب,محبت,,
  • مطالب پنداموزه زندگی

    روزی ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺟﻤﻠﻪ ی ﺣﮑﯿﻤﺎنه ﺍﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺳﮑﻪ ی ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪﺍﯼ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﻮﺩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻧﻬﺎﻝﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺛﻤﺮ ﺩﻫﺪ، ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ؟ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﺎﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ سلطان ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﻮﺍﺑﺖ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺳﮑﻪ ی ﻃﻼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ شاه ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺛﻤﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ، باز ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺳﮑﻪ ی ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ، ﺍﻧﻮ ﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﺍین باﺭ ﭼﺮﺍ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ؟ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ، مجددا ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ی ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ، پرسیدند چرا با عجله میروید؟ گفت: نود سال زندگیِ با انگیزه و هدفمند، از او مردی ساخته که تمام سخنانش سنجیده وحکیمانه است، پس لایق پاداش است، اگر می ماندم خزانه ام را خالی میکرد،

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 2 اسفند 1394برچسب:زندگی,پند,اموزه,زندگی پنداموز,
  • مطلب پنداموز.عکاس

    ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ . ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻋﺠﻠـــــــــﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... همه میتونن ادعای آدم بودن بکنن ولی هر کسی نمیتونه آدم باشه عکاسی از دخترکی دستفروش ک زیرباران جوراب میفروخت عکسی گرفت... آن عکس بهترین عکس سال شد... عکاس بهترین عکاس سال شد و جایزه گرفت... کتابی درمورد آن عکس نوشته شد... نویسنده اش بهترین نویسنده شد و جایزه ای گرفت... از آن کتاب فیلمی ساخته شد...آن فیلم پر بیننده ترین فیلم شد... تمام عوامل سازنده آن فیلم جوایزی گرفتند و تحسین شدند... ولی آن کودک دستفروش هنوز دستفروشی میکند!!!!! "دنیای ما این چنین است"

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: شنبه 1 اسفند 1394برچسب:پند,پنداموز,زندگی,مطلب اموزنده,عکاس,,
  • پنداموز مطلب

    روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.”مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد..در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب كند.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: شنبه 24 بهمن 1394برچسب:مطلب,پنداموز,مطلب ها,پند,زندگی,دنیااخرت,,
  • پند اموز.ژندگی

    روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد....! مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناکِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور نمی پذیرفت. مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی که زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی کن! مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن بالای سر چوپان نمود. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: ای زنبور لعنتی! و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چندی بهبود یافت. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند: اینبار زنبور نیش زد و مار خودنمایی کرد! چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه ننمود وضمادی هم استفاده نکرد... چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد! بسیاری بیماری ها و کارها نیز همینگونه اند؛ و افراد فقط بخاطر ترس از آنها، نابود میشوند. "مواظب تلقین های زندگی خود باشید....

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 29 آبان 1394برچسب:زندگی,پند,مطلب,,
  • مطلب پند اموز

    جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم،  در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است.  وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند.  وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم.  چند سالی را که را با هم زندگی کردیم،  دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.  حکیم گفت:  آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟ جوان گفت:...آری........حکیم گفت:  اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی،  احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند. جوان با تعجب پرسید:  چرا چنین سخنی می‌گویی؟.....حکیم گفت:  چون مشکل در همسر تو نیست.  مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد،  محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند.  آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟  جوان گفت: آری. حکیم گفت: مراقب چشمانت باش.

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: سه شنبه 26 آبان 1394برچسب:پنداموز،مطلب،زندگی،استفاد صحیح از وات ساپ،وات ساپ،زن،مرد،دختر،پسر،خانم،اقا،,
  • فقر.زندگی

    هندوانه فروش گویند فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت وگفت هندوانه برای رضای خدا بمن بده فقیرم وچیزی ندارم هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد وهندوانه خراب وبدر د نخوری را به فقیر داد فقیر نگاهی به هندوانه کرد دید که خورده نمی شود ومقدار پولی که به همراه داشت به هندوانه فروش داد وگفت به اندازه پولم به من هندوانه ای بده هندوانه فروش هندوانه خیلی خوبی را وزن کرد وبه مرد فقیر داد فقیر هردو هندوانه را روبه آسمان کرد وگفت خداوندا بندگانت را ببین این هندوانه خراب را بخاطر تو داده هست واین هندوانه خوب را بخاطر پول . پس ببینیم وفکر کنیم که ما در مقابل نعمتهای بزرگ خداوند چکار می کنیم

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 17 آبان 1394برچسب:فقر,زندگی,انسان,خدا,قران,دین,ایمان,نعمت,,
  • خود خواهی

    خودخواهی آدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را ديد که نزديك در دروازه های جهنم ايستاده بود.فرشته ای به او گفت:" يک کار خوب در زندگيت انجام داده ای و همان به تو کمک خواهد کرد. خوب فکر کن و بگو آن کار خوب چه بوده؟!"مرد به ياد آورد که يک بار هنگامی که در جنگل مشغول رفتن بود عنکبوتی را سر راهش ديد و برای آنکه آن را زير پا له نکند مسيرش را تغيير داد...فرشته لبخند زد و تار عنکبوتی از آسمان پايين آمد و با خود مرد را به سوی بهشت برد... عده ای از جهنمی ها نيز از فرصت استفاده کرده و از تار بالا آمدند... اما مرد آنها را به پايين هل داد تا مبادا تار پاره شود و اين فرصت استثنايی از دست برود. اما در اين لحظه به يک باره تار پاره شد و مرد دوباره به جهنم سقوط کرد.فرشته آهی کشيد و گفت:افسوس!تنها به فکر خود بودن ، همان يک کار خوبی را که باعث نجات تو بود، ضايع کردحالا بياييد تو همين زمين خودمان ببينيم كه ماها جزو كدام دسته ايم؟ آيا جزو كسايي هستيم كه وقتي مي بينيم كه ديگران به كمك نياز دارند بي تفاوت از كنارشون مي گذريم يا فقط به كشيدن آهي كفايت مي كنيم و مي گوييم كه كاش مي تونستم كمكش كنم و اين طوري وجدان خودمونو راحت مي كنيم ودر عمل كاري نمي كنيم. يا مانند كسايي هستيم كه بي تفاوت نيستند و كاري هر چند كوچك و قدمي هر چند ناچيز براي كمك به فرد ي كه نياز به كمك و يا شايد همدلي داره ،برمي دارند؟ يا مثل مرد قصه مان فقط وفقط به موقعيت خودمان فكر مي كنيم و ديگران برايمان ارزش ندارند وسعي مي كنيم كه خودمان را در زندگي بالا بكشيم حتي به بهاي زير پا گذاشتن حقوق ديگران؟

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: یک شنبه 15 شهريور 1394برچسب:خود خواهی،پنداموز،مطلب پنداموز،زندگی،,
  • داستان پند اموز

    . ★جالبه بخون ★ ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ . ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ . ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ! ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﺮﺩ. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺐ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﺪﻩ، ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮ ﺗﻮﺳﺖ !!.. ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ؛ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻗﺼﻪﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ . ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻬﺎﯾﺶ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰﯼ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﯼ ! ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺴﺮﺕ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺧﺮﯼ !!! ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ، ﻓﺮﻕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ !!!... ﺍﺭﺯ ﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ رضای خدا باشد نه برای معامله با خدا…

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: دو شنبه 8 تير 1394برچسب:داستان پند اموز,پند,اموز,داستان پنداموز,مطلب,مطلب پند اموز,رمشک,پند اموز,عبرت,عبرت ا,
  • پند اموز مطلب

    خواهر مسلمان افسوس افسوس که امروز پای خواهران ما به اینترنت وفضای مجازی باز شده.. امروز خواهران مسلمان ما درگروه هایی عضو میشند که مدیرگروه آن پسران هوس بازهستند... درآن گروه به طور بی شرمانه ودروغ از اونهاخواستگاری میشه.. و خواهران ساده ماهم خام دروغ هاوحرف های پوچ آن ها میشوند وبعداز کمی اشوه درخواست عکس از آنهامیشه واینجاست که نام مسلمان لکه دارمیشه باپخش شدن عکس خواهرانمان درفضای مجازی آبروی یک خانواده مسلمان ازبین می رود خواهرم اولا پابه دنیای مجازی نزار دوما پابه دنیای مجازی نزار سوم اگرهم گذاشتی مواظب حیا وپاکدامنی خود وآبروی نام مسلمان باش خواهرم توصیه برادرانه مارابپذیر پابه گروهی میزاری ومیبینی کوچک ترین متن عکس ویافیلم مبتذل درآن گروه منتشر میشه گروه راترک کن و مدیرش را مسدود کن اگه باز هم مزاحم شما شد بهتر این جریان را با خانواده خود در میان بزارید خواهرم گول حرف های احساسی وعاشقانه‌ی پسران مکاروحیله گر رانخور به هیچ عنوان عکس خودرا دراختیار این افرادملعون نزار هیچ چیز ارزش حیاوپاکدامنی تورا ندارد خواهران بزرگوارم بیایید آنگونه زندگی کنید که شایسته ی یک دختر مسلمان هست

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 3 تير 1394برچسب:مطلب,پنداموز,مطلب,مطالب پند اموز,داستان,داستان پند اموز,,
  • مطالب اموزنده



    وقتي پرنده اي زنده است ، مورچه ها را ميخورد ! وقتي ميميرد ، مورچه ها او را مى خورند !زمانه و شرايط در هر موقعي ميتواند تغيير کند ! در زندگى هيچ کسى را تحقير نکنيد !شايد امروز قدرتمند باشيد . اما يادتان باشد ، زمان از



    شما قدرتمند تر است !يک درخت ميليون ها چوب کبريت را

    میسازد ... اما وقتى زمانش برسد ، فقط يک چوب کبريت براى سوزاندن ميليون ها درخت کافيست !پس خوب باشيد و خوبى کنيد !

    وات ساپ،عکس،فیلم،مطلب،استفاده صحیح از وات ساپ،ورژن جدید وات ساپ،

    بــــا ســـــلام
    به تمامی بازدیده کننده گان

     
      وب رمشک
    با درخواست های زیاد عضویت گروه پاتوق سرا وات ساپ به مجموعه تبدیل شد  


    بروز ترین مجموعه گروه ها از بهترین مطالب
    مجموعه گروه های پاتوق سرا

     
       بـخـــش های پاتوق سرا
    1 پاتوق سرا مذهبی(دینی)
     
       2 پاتوق سرا  ( سکوت)
      3 پاتوق سرای(دوستی آشنایی)
     
       توجه: دختر ها فقط با ارسال پی ام (صدا )به گروه ها ذکر شده (دختر ها) وصل میشن   و همچنین توجه داشته باشید اول شماره
     
       +989136137907 ما رو در گوشی خود ذخیره کرده بعد فقط از طریق وات ساپ به ما درخواست عضویت ارسال نماید به این طریق
     
    فرم عضویت زیر را برای ما ارسال نماید؟

     


    نام:

      

     


    نام شهر:

            
    مذهب:اسلام (شیعه =سنی)
    سن:

     


    تحصیلات:

     

     


    یکی از بخش های گروه:

     


    توجــــــه ذکر مذهب در گروه مذهبی الزامیست  
    توجه هر گروه قانون خاص خودشو داره  


    با رعایت نکردن قانون گروه از گروه حذف شده و با مسدود(بلوک) شدن رو به رو خواهید شد برای همیشه و غیر قابل خارج شدن از حالت مسدودی(بلوک)


    از جمله مواردی که در گروه ها رد و بدل میشود

    ،چت،وات ساپ،ویچت،فیسبوک ،گفتگو،مطلب،فیلم،عکس،عکس مذهبی،عکس خنده دار،عکس عاشقانه،عکس خطرناک،عکس طبیعت،عکس فوتبال،عکس مناطق،عکس کشورها،عکس دیدنی،عکس باحال،عکس زیبا،فیلم،فیلم خنده دار،فیلم خنده دار،فیلم حوادث،فیلم عاشقانه،فیلم مذهبی،موسیقی،موسیقی عاشقانه،موسیقی مذهبی،موسیقی سرود،موسیقی صوت قرآن،موسیقی زنگ موبایل،مطلب،مطلب جک،مطلب مذهبی،مطلب علمی، مطلب خدیث،مطلب آموزنده،رمشک،

    فیلتر،وات ساپ،چت،چت وات ساپ،دانلود وات ساپ،گروه وات ساپ رمشک

    تسلیت به تمامی دوستان وات ساپی با وات ساپ خدا خافظی کنید،

    دوستان بوی قطع وات ساپ میاد ‏


    با تشکر مدیر گروپ پاتوق سرا رمشک

    وات ساپ،گروه پاتوق سرا وات ساپ، رمشک،


    دختر دانشجویی در رشته ی روانشناسی مشغول تحصیل بود، سه خواهر داشت که یکی از آن ها در دوره ی دبیرستان تحصیل می کرد و دو خواهر دیگر دوران راهنمایی را پشت سر می گذاشتند، پدرشان بقالی کوچکی داشت که از عرق جبینش چندرغازی کسب می کرد تا هزینه ی تحصیل دخترانش را بپردازد.

    از میان دخترانش، دختر دانشجویش یک دختر استثنایی بود، بسیار باهوش و زرنگ و نیز خوش مشرب و خوش اخلاق، بگونه ای که هم کلاسی هایش برای دوستی با او با هم رقابت می کردند.

    ‏ خودش داستان زندگی اش را چنین تعریف می کند

    روزی از روزها که پس از پایان درس از دانشگاه خارج می شدم ناگهان جوانی زیبا رو با قامتی رعنا و لباسی برازنده روبرویم سبز شد، چنان به من خیره شده بود که گویا سالهاست مرا می شناسد! با بی توجهی به راهم ادامه دادم اما رهایم نمی کرد و قدم زنان پشت سرم حرکت می کرد، با صدایی آرام و کودکانه
     
    گفت

     
      
    به خدا دوستت دارم، عاشقتم، مدتهاست به تو می اندیشم، می خواهم با تو ازدواج کنم! شیفته ی اخلاقت شده ام!

    به سرعتم افزودم، قدمهایم می لرزید و عرق از پیشانی ام سرازیر شده بود. تاکنون با چنین صحنه ای مواجه نشده بودم، هراسان به خانه رسیدم و آن شب تا صبح صحنه ای که اتفاق افتاده بود را مرور می کردم.

    روز بعد هنگام خروج از دانشگاه دوباره او را دیدم
     

    درحالی که لبخندی زیبا بر لبانش نقش بسته بود در مقابلم ایستاد و سخنان عاشقانه ی دیروزش را تکرار کرد.

    دوباره با بی توجهی راه خانه را در پیش گرفتم اما رهایم نمی کرد، نهایتا نامه ای بسویم انداخت و راه بازگشت را در پیش گرفت

    متردد بودم نامه را بردارم یا نه؟
     
      
    دستانم می لرزید، دلهره داشتم، پس از چند دقیقه کشمکش با درونم بالاخره نامه را برداشتم، نامه ای مملو از جملات عاشقانه و همچنین حاوی معذرت خواهی بابت اعمال نسنجیده اش.

    نامه را پاره کرده و در سطل آشغال انداختم.

    دیری نگذشت که صدای زنگ تلفن را شنیدم، گوشی را برداشتم، خودش بود، می خواست بداند نامه اش را خوانده ام یا نه،

    گفتم
     
      
    اگر می خواهی پا از گلیمت فراتر بگذاری خانواده ام را خبر می کنم، و تلفن را قطع کردم.

    ساعتی نگذشته بود که بار دیگر تماس گرفت.

    قسم می خورد که هدفش پاک است و قصد ازدواج دارد،
     
      
    می گفت

    بازمانده ی یک خانواده ی ثروتمند است و شاهزاده ی رؤیاهایم خواهد شد و برایم قصری بلورین خواهد ساخت.

    قلبم نرم شد و باب سخن با او را آغاز کردم، از سخن گفتن با او خسته نمی شدم، همواره به تلفنم نگاه می کردم به امید اینکه صدای زنگش آرامم کند.
     
     
    پس از پایان وقت دانشگاه لحظه های طولانی منتظرش می ماندم بلکه ببینمش. روزی از روزها که از دانشگاه خارج شدم ناگهان جلو دانشگاه دیدمش، از خوشحالی می خواستم پرواز کنم، سوار ماشینش شده تا خیابان های شهر را دور بزنیم، چنان عاشق و شیفته اش بودم که هیچ اراده ای از خود نداشتم، تمام حرف هایش را باور داشتم به ویژه وقتی

    می گفت

    تو پری قصه هایم هستی، و بی تو نمی توانم زندگی کنم. چنان احساس خوشبختی می کردم گویی که خوشبخت تر از من در دنیا کسی نیست.
     
      
    روزی از روزها که تاریکترین روز زندگی ام بود با آینده ام بازی کرد و رسوای کوی و برزنم کرد

    طبق معمول سوار ماشینش شدم تا خیابان ها را دور بزنیم اما مرا به خانه ای برد که کسی در آن زندگی نمی کرد. با هم خلوت کردیم و گفتیم و شنیدیم و خندیدم،

    در آن هنگام حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم را فراموش کردیم که فرمودند:

    »هیچ زن و مرد نامحرمی باهم خلوت نمی کنند مگر اینکه شیطان سومین آنهاست«.
     
      
    ولی شیطان مرا اسیر خود کرده و با عشق این جوان فریفته بود.
     
    تا به خود آمدم دیدم قربانی هوسرانی اش شده ام و گوهر پاکدامنی ام را از دست داده ام!!
     
    دیوانه وار فریاد زدم

    با من چه کردی!؟
     
      
    - نترس من باهات ازدواج می کنم.

    - چطور!!

    درحالیکه با من عقد نکرده ای؟

    - بزودی مراسم عقد را برگزار می کنیم.

    دیوانه وار روانه ی خانه شدم
     

    پاهایم بزور مرا تحمل می کرد، آتشی در درونم شعله می زد و دنیا در مقابل چشمانم تار شده بود، بشدت می گریستم، چنان روحیه ام را باخته بودم که بناچار پس از مدتی دانشگاه را رها کردم.

    هیچ یک از اعضای خانواده نمی دانستند که قصه چیست.

    روزها یکی پس از دیگری می گذشت تا اینکه روزی تلفنم زنگ خورد. خودش بود!!

    گوشی را برداشتم، می گفت
     
     
    باید ببینمت.

    خوشحال شدم، تصور کردم می خواهد مقدمات خواستگاری را فراهم کند.

    به ملاقاتش رفتم، در اولین لحظه که با چهره ی عبوسش مواجه شدم بلافاصله
     
     
    گفت

    به ازدواج فکر نکن!!

    می خواهم بدون هیچ قیدی با من زندگی کنی، همانگونه که من می خواهم!!

    ناخود آگاه سیلی محکمی به گونه اش نواخته و
     
    گفتم


    ای پست فطرت فکر می کردم می خواهی اشتباهت را جبران کنی اما می بینم خیلی رذل هستی!

    گریان از ماشینش پیاده شدم.

    گفت

    یک لحظه صبر کن..

    ناگهان متوجه شدم یک نوار ویدئو را در دست دارد.

    با لحنی موذیانه فریاد زد

    با این نوار نابودت می کنم!

    گفتم: چیست؟

    گفت: بیا با هم برویم خودت ببین.
     
    رفتم و فیلم را تماشا کردم!!
    دنیا برسرم فرود آمد، تمام آنچه بین ما گذشته بود را فیلمبرداری کرده بود!

    فریاد زدم: ای پست فطرت!

    گفت: دوربین مخفی همه چیز را ضبط کرده، بهتر است تسلیم شوی وگرنه نابودت می کنم، بشدت گریه کردم و چون آبروی خانواده ام در میان بود بناچار تسلیم شدم.



    تا بخود آمدم اسیر دستانش شده بودم و مرا از مردی به مرد دیگر پاس می داد و در مقابل آن پول هنگفتی دریافت می کرد و چنین بود که زندگیم به هرزگی کشیده شد در حالی که خانواده ام از همه جا بی خبر بودند.

    دیری نگذشت که فیلم پخش شد و بدست پسر عمویم افتاد، و خبرش چون بمبی در شهرمان صدا کرد، و قصه ی رسوایی ام سراسر شهر پیچید.


    برای حفاظت از جانم از خانه گریخته و از دیده ها مخفی شدم. پس از مدتی فهمیدم که خانواده ام به شهر دیگر کوچ کرده اند تا بلکه این لکه ی ننگ را از پیشانی خود پاک کنند.


    قصه ی ما نقل مجالس شده بود و فیلم رسوایی ام میان جوانان دست بدست می شد.


    آن جوان ناپاک مرا چون عروسکی بازی می داد.


    تا اینکه…. تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.


    روزی از روزها که مست و بیخود بود از فرصت استفاده کردم و چاقو را در قلبش فرو بردم و به زندگی ابلیسی اش پایان دادم.





    اکنون پشت میله های زندان خواری و ذلت را تحمل می کنم و به گذشته ی خود می اندیشم که چگونه نابودش کردم



    به آن قصری که با شیشه ساختم غافل از اینکه با خرده سنگی شکسته خواهد شد.

    هر وقت بیاد آن فیلم می افتم احساس می کنم دوربین ها مرا زیر نظر دارند، داستان زندگی خود را نوشتم تا عبرتی باشد برای همه ی دختران جوان تا اینکه فریب سخنان زیبا وپیام های عاشقانه ی جوانان شیطان صفت را نخورند.

    خواهرم!

    داستان زندگی نابود شده ام را برایت می نویسم؛ پدرم با حسرت از دنیا رفت و تا آخرین لحظه ی زندگیش

    می گفت


    نمی بخشمت.

    تهیه و تنظیم: مجموعه گرو ه های ،وات ساپ،پاتوق سرا
        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
            و همچنین گروه پاتوق سرا دوستان،رمشک،جمع ،رمشکی،برای دوستانم هم راه اندازی شد ‏ ‏

    وات ساپ,مطالب ارسالی اعضای گروه پاتوق سرای وات ساپNEWSرمشک

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: خالد

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    یقیــــن دارم اگر گنـــاه وزن داشت اگر لباسمان را سیاه میکـــرد اگر چین چروک صورتمان را زیاد میکــــــرد بیشتر از اینها حواسمان به خودمان بـــود حال آنکه گــناه قد روح را خمیـــده چهره بندگـــی را سیاه و چین و چروک به پیراهـــن سعادتمـــان میاندازد ... یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ... ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می‏پوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکّر (نعمتهای او) شوند! سوره مبارکه اعراف آیه 26

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده:مخاطب خاص

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    هي رفيق راستي میخواستی با اون دختره ازدواج کنی چی شد ؟
     
      -جواب رد داد . چون گفتم لیسانسم و بیکار !   -خوب ، آدم عاقل ! می گفتي عموت میلیاردره ! -اتفاقا گفتم ! رفت با عموم ازدواج کرد !

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: میثم علیدادی

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    طعم زندگی،طعم محبت است. طعم پیمان و وفاست. طعم ایمان وتوکل به خداست.
     
      طعم یک رنگی و صفاست. طعم همدلی وهمراهی است. طعم تعاون و همکاری است.
     
      طعم صبروبردباری است. طعم مداراوسازگاری است. طعم گذشت وفداکاری است. طعم زیبایی وزیبابینی است.
     
    طعم امضای تقدیرورضامندی است. طعم نشاط وشادمانی است. طعم شکفتن وشکوفایی است. طعم مودت ورحمت است. طعم انس وآرامش است.
     
       طعم گل گفتن وگل شنیدن وگل بودن وگل دیدن است. وزندگی چه زیباست!

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: عادل

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

      من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سرسفره دل باشد وسرد وبیاتش سهم نمکی ... چه گرمای حصورت وچه سرمای نبودنت رادوست دارم

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

      ارسال شده: سارا

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

     
       به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: سارا

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    به سلامتی مادر که اگه یه تک سرفه بزنیم میشن پرستارٍ بخشِ مراقبتهای ویژه !

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: حبیب رمشکی

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

     
       احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی هواتوداره،احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دلش برات تنگ شده اماخیلی سخته وقتی بدونی کسی که دوستش داری کنارت نیست.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: سارا

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

     
      ” يـــــاد تـــــو ” حــــــس قشنـــــــگیست كــه در ”” دل ”” دارم
     
       چــه بخواھے؛ چــه نخواھے نـــگهش مــــیدارم ...

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده :حبیب

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

     
       گـــــــاهـے نمـے دانم • چہ پیامـے را بهـــــــانہ کنم • تا از حـــــــال آنکہ دلم با اوست • آگـــــــاه شوم . . . این بار کہ" دلتـــــــنگـے " را بهانہ کردم ،
     
       فـــــــردا را چہ کنم

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده: ستاره

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    به سلامتى اون مادرى که وقتى سرسفره غذاکمه اولين نفريه که اشتها نداره

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارسال شده :رحمان خالقی

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    دمــــــــــــے با "دوست" بسربــــــــــــردن دوصــــــــــد دنيـــا "بہــــــــــــا" دارد.

    خوشــــــا آنكــــــس كـہ دردنيـــــــــا "رفيقــــــــــے" با "وفـــــــــــا" دارد

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: جمعه 15 آذر 1392برچسب:وات ساپ,مطالب ارسالی اعضای گروه پاتوق سرای وات ساپNEWSرمشک,
  • وات ساپ,قوانین گروه پاتوق سرای وات ساپ NEWSرمشک,استفاده درست از وات ساپ,

        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
            ""بسم الله الرحمن الرحیم""
        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
            """"السلام علیکم و رحمت الله و برکاته "" ""
        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
            """"""به پاتوق سرای وات ساپNEWS خوش آمدید "" "" ""

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""1""در گروپ هيچ گونه حق بحث سیاسی برای اعضای گروپ وجود ندارد و در صورت مشاهده عضو خاطی از گروپ اخراج خواهد شد

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""2""هرگونه توهین به علما و بزرگان اهل سنت و اهل تشییه ممنوع میباشد اعضای گروپ از نقاط مختلف کشور حضور دارند

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""3""اعضا باید در گروپ فعال باشند
     
      سعی شود حداقل هر دو سه روزی یک مطلب به گروه ارسال کنید و در غیر این صورت جایگزین افراد جدید الورود میشوند

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    4.اعضای گروپ میتوانند کلیپ ،مذهبی,خنده دار,عاشقانه,عکس,مذهبی,خنده دار,عاشقانه,موسیقی,سرود,آیات قرآن,سخنرانی,و همچنین مطلب جک و لطیفه ؛مطالب علمی و آموزنده مطلب اسلامی را با دیگران به اشتراک بگذارند ,مطالبی که به خدا و رسول الله صلی الله علیه وسلم ربط داده شده بدون سند و مدرک از نشر آن اکیدا خودداری فرمایید
     
      همان گونه که هر عکس, فیلم و مطلب مستهجن در|وبلاگ|وب سایت|ممنوع و در دین مبین اسلام حرام می باشد در این گروه نیز ممنوع میباشد

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""5"""هدف ساختن این گروپ
     
      ‏ اهمیت این برنامه در زندگی اجتماعی ما انسانها میباشد
     
      برای خودسازی وبالا بردن اطلاعات دینی و علمی شما میباشد

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""6"""بدون اجازه وارد خاص اعضا گروپ شدن ممنوع میباشد و از برداشتن شماره اعضا بدون اجازه خودداری فرمایید

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""7""" درصورت مشاهده ى هرگونه قانون شكنى، شخص از گروه حذف خواهد شد.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""8"""پيشنهادات و انتقادات خود را به خاص مدير ارسال كنيد✅.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    تغییر آیکون گروه و موضوع گروه ممنوع می باشد

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    تبلیغات در گروه اکیدا ممنوع است

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    "" درصورت رضايت از عملكرد گروه ،گروه را به دوستان خود معرفى كنيد.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ""با تشکر"" مدیر گروه پاتوق سرای وات ساپNEWS رمشک‎

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    http://www.lovenar.loxblog.ir

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    با ارسال کلمه "Ok" شما با به گروه متصل میشوید

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    09136137907✔

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    وات ساپ,گروه پاتوق سرای وات ساپ NEWSرمشک,استفاده صحیح از واتساپ

    دانلود,وات ساپ,واتساپ, رمشک را ورژن جدید وات ساپ دانلود وات ساپ لعنت از ابودرداء رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: وقتی عبد چیزی را لعنت کرد، آن لعنت به آسمان میرود و درهای آسمان بر او بسته می گردد و دوباره به زمین می آید، درهای زمین نیز بر او مسدود می شود و بعد به سمت چپ و راست میرود تا راهی بیابد و وقتی راه خروج نیافت به کسی که لعنت شده باز می گردد، اگر سزاوار آن باشد شامل وی میشود و اگر سزاوار نباشد به شخص لعنت کننده باز میگردد. (ابوداود روایت کرده است:۴۹۰۵) از ابودرداء رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

     
      لعن و نفرین کنندگان در قیامت نه شفیع خواهند بود و نه شاهد.   (مسلم:۲۵۹۸) ‎ از سمره بن جندب رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: همدیگر را به لعنت خدا و غضب او و آتش دوزخ ، نفرین نکنید. (ابوداود:۴۹۰۶¤ ترمذی:۱۹۷۷)

    وات ساپ,استفاده درست از وات ساپ

        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
           
    گروه پاتوق سرای وات ساپNEWS
     
    تصاوير جديد رمشک وبلاگ , سايت رمشک » وات ساپ گروه وات ساپ » رمشک www.pichak.net كليك كنيد
    ‏ ‏ ،رمشک،
    RAMESHK ‏

     


    سلام دوستان جهت عضویت در گروه

      

     


    پاتوق سرای وات ساپNEWS رمشک

            
     
    یک پیام کوتاه حاوی متن

     


    | اشتراک|

     

     


    به شماره

     


    09136137907  
    ارسال نمایید.
     


    بروز ترین گروه از بهترین مطالب


    تا جدیدترین مطالب

    , خبر , :

    ‏ ‏
    ،کلیپ ,
    ،احادیث ,
    ،تصاویر،

    را از گروه دیافت کنید.

    در صورتی که دوست داشتید عضو گروه ما شوید به شماره ذکر شده واتس بزنید


    و همچنین

     


    مطالب و تصاویر


    خود را با ما به اشتراک بگذارید . گذراندن لحظه های خوشی در گروه پاتوق سرای وات ساپ NEWS,رمشک,
    برای شما آرزو مندیم
    |توجه |
    قوانین گروه
    |توجه|

     
      قابل توجه اعضای جدید گروه
    "1""تغییر آیکون گروه و موضوع گروه ممنوع می باشد
    "2""همان گونه که هر عکس, فیلم و مطلب مستهجن در|وبلاگ|وب سایت|ممنوع و در دین مبین اسلام حرام می باشد در این گروه نیز ممنوع میباشد
     
      "3""از ارسال موارد بیهود که باعت سنگینی گروه میشود و دردسر ایجاد میکند جدا خودداری نمایید

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    "4""تبلیغات در گروه اکیدا ممنوع است حتی شما دوست عزیز
    "5""بحث سیاسی ممنوع میباشد اعضای گروه از نقاط مختلف کشور حضور دارند پس به طایفه و اقوام بی احترامی نشود لطفا
    "6""سعی شود حداقل هر دو سه روزی یک مطلب به گروه ارسال کنید در صورت مشاهد افراد غیر فعال از گروه حذف می‌شوند
     
    "7""تنها هدف این گروه تفریح سالم پرکردن اوقات فراغت و نشان دادن اهمیت این برنامه در زندگی اجتماعی ما انسانها میباشد
    "8""رعایت شعونات اسلامی در این گروه الزامیست
    ""با تشکر""
    مدیر گروه پاتوق سرای وات ساپNEWS رمشک"
    با ارسال کلمه "Ok" شما به گروه متصل میشوید

  • نوشته : نظام اربابی پور
  • تاریخ: چهار شنبه 6 آذر 1392برچسب:وات ساپ,استفاده درست از وات ساپ,
  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 24 صفحه بعد


    lovenar

    نظام اربابی پور

    lovenar

    http://lovenar.loxblog.com

    رمشک

    درس های برای زندگی

    رمشک

    با سلام خدمت شما دوست عزیز نظامم اهل دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج استان کرمان رشته درسیم هستش علوم انسانی حتما به وب شما هم سرمیزنم وخوشحال میشم اگه توی نظرسنجی شرکت کنید و یا عضوخبرنامه بشید متشکرم. ‏ با عرض سلام و خوش امد گویی خدمت شما بازدید کننده گرامی در این وب سعی در معرفی دهستان رمشک در دنیایی مجازی داریم که البته مطالب دیگری هم قرار خواهد گرفت در حدتوان

    رمشک